هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه از حافظ، شور و شیدایی عاشق را نسبت به معشوق بیان می‌کند. شاعر از عشق و دلبستگی شدید خود به دوست سخن می‌گوید و از رنج‌ها و بی‌قراری‌های ناشی از این عشق می‌نالد. او از دام عشق، وصال و فراق، و تسلیم شدن در برابر خواسته‌های معشوق سخن می‌گوید و درد بی‌درمان عشق را توصیف می‌کند.
رده سنی: 16+ این شعر حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند درد عشق و تسلیم شدن در برابر معشوق ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار یا نامفهوم باشد.

غزل ۶۲ - مرحبا ای پیک مشتاقان بده پیغام دوست

مرحبا ای پیکِ مشتاقان بده پیغامِ دوست
تا کُنم جان از سرِ رغبت فدای نامِ دوست ۱

واله و شیداست دایم همچو بلبل در قفس
طوطی طبعم ز عشقِ شِکَّر و بادامِ دوست ۲

زلفِ او دام است و خالش دانهٔ آن دام و من
بر امیدِ دانه‌ای افتاده‌ام در دامِ دوست ۳

سر ز مستی برنگیرد تا به صبحِ روزِ حشر
هر که چون من در ازل یک جرعه خورد از جامِ دوست ۴

بس نگویم شِمِّه‌ای از شرحِ شوقِ خود از آنک
دردسر باشد نمودن بیش از این ابرامِ دوست ۵

گر دهد دستم کشم در دیده همچون توتیا
خاک راهی کآن مشرف گردد از اَقدامِ دوست ۶

میل من سویِ وصال و قصد او سویِ فراق
تَرکِ کامِ خود گرفتم تا برآید کامِ دوست ۷

حافظ اندر دَردِ او می‌سوز و بی‌درمان بساز
زان که درمانی ندارد دَردِ بی‌آرامِ دوست ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۸۷۷
این گوهر را بشنوید

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۶۱ - صبا اگر گذری افتدت به کشور دوست
گوهر بعدی:غزل ۶۳ - روی تو کس ندید و هزارت رقیب هست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.