هوش مصنوعی:
شاعر از درد عشق و جدایی میگوید و اینکه معشوقش به جای او، به دیگری توجه کرده است. او از رنج هجران، ناامیدی و انتظار بیثمر سخن میگوید و در نهایت به مرگ و فراموشی پناه میبرد.
رده سنی:
16+
متن حاوی مضامین عاشقانهای است که درک آن نیاز به بلوغ عاطفی دارد. همچنین مفاهیمی مانند ناامیدی و مرگ ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
غزل ۱۶۱ - تا اختیار خود به رقیب آن نگار داد
تا اختیار خود به رقیب آن نگار داد
ناچار ترک او دل بیاختیار داد ۱
تا او قرار داد که نبود جدا ز غیر
غیرت میان ما به جدائی قرار داد ۲
من خود خراب از می حرمان شدم رقیب
داد طرب به مجلس آن میگسار داد ۳
من بار راه هجر کشیدم جهان
او غیر را به بارگه وصل بار داد ۴
من کلفت خمار کشیدم بناخوشی
او غیر را ز وصل می خوش گوار داد ۵
آن پر خلاف وعده مرا بهر قتل نیز
صد انتظار داد ازین انتظار داد ۶
گو محتشم به خواب عدم رو که دیگری
پاس درش بدیدهٔ شب زندهدار داد ۷
ناچار ترک او دل بیاختیار داد ۱
تا او قرار داد که نبود جدا ز غیر
غیرت میان ما به جدائی قرار داد ۲
من خود خراب از می حرمان شدم رقیب
داد طرب به مجلس آن میگسار داد ۳
من بار راه هجر کشیدم جهان
او غیر را به بارگه وصل بار داد ۴
من کلفت خمار کشیدم بناخوشی
او غیر را ز وصل می خوش گوار داد ۵
آن پر خلاف وعده مرا بهر قتل نیز
صد انتظار داد ازین انتظار داد ۶
گو محتشم به خواب عدم رو که دیگری
پاس درش بدیدهٔ شب زندهدار داد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۷۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۶۰ - دل مایل تو شد که سیه رو چو دیده باد
گوهر بعدی:غزل ۱۶۲ - خلل به دولت خان جهانستان مرساد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.