هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و غزل‌گونه، بیانگر درد و رنج عاشق از بی‌اعتنایی معشوق است. شاعر از آه سوزان، خراش دل، آتش غیرت و بی‌صبری خود سخن می‌گوید و معشوق را به سنگدلی متهم می‌کند. در نهایت، با اشاره به قدرت معشوق، می‌گوید که حتی بتان محتشم نیز در برابر اشاره‌اش تسلیم می‌شوند.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مضامین عاشقانه‌ای است که با درد و رنج همراه است و ممکن است برای مخاطبان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیه‌های پیچیده، درک شعر را برای جوانان و بزرگسالان مناسب‌تر می‌کند.

غزل ۱۷۸ - شبی که بر دلم آن ماه پاره می‌گذرد

شبی که بر دلم آن ماه پاره می‌گذرد
مرا شرارهٔ آه از ستاره می‌گذرد ۱

خراش دل ز سبک دستی کرشمهٔ او
به نیم چشم زدن از شماره می‌گذرد ۲

دلم بر آتش غیرت کباب می‌گردد
چو تیرش از جگرپاره پاره می‌گذرد ۳

ز رخش صبر و شکیبائی آن گزیده سوار
پیاده می‌کندم چون سواره می‌گذرد ۴

مشو به سنگدلیهای خویشتن مغرور
که تیر آه من از سنگ خاره می‌گذرد ۵

تو ای طبیب ازین گرمتر گذر قدری
بر آن مریض که کارش ز چاره می‌گذرد ۶

به صد فسون بتان محتشم ز دین نگذشت
ولی اگر تو کنی یک اشاره می‌گذرد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۴۳۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۷۷ - بس که روز و شبم از دل سپه غم گذرد
گوهر بعدی:غزل ۱۷۹ - روز محشر که خدا پرسش ما خواهد کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.