هوش مصنوعی:
این شعر از حافظ، به زیباییهای روزافزون معشوق و تأثیرات عمیق عشق و جمال او بر جهان و آفرینش میپردازد. شاعر توصیف میکند که چگونه ظهور معشوق میتواند نظم جهان را برهم زند، فتنهها به پا کند، و قلبها را متحول سازد. همچنین، به قدرت عشق و زیبایی در ایجاد تغییرات بزرگ در زندگی افراد و جامعه اشاره دارد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها ممکن است برای سنین پایینتر دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات و استعارههای به کار رفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
غزل ۲۱۸ - حسن روزافزون او ترسم جهان برهم زند
حسن روزافزون او ترسم جهان برهم زند
فتنهای گردد زمین و آسمان برهم زند ۱
هرچه دوران در هم آرد از پی آزار خلق
در زمان آن فتنه آخر زمان برهم زند ۲
فرد چون پیدا شود غارتگر عشقش ز دور
گرد او جمعیت صد کاروان برهم زند ۳
اینک میرسد شورافکنی کز گرد راه
قلب دلها بر درد صفهای جان برهم زند ۴
لعبتان صد جا کنند از حسن صد هنگامه گرم
چون رسد آن بت به یک لعبت نهان برهم زند ۵
چون کند نازش کمان دلبری را چاشنی
قلب صد خیل از صدای آن کمان برهم زند ۶
از دو لب خوش آن که من جویم به ایما بوسهای
در قبول آهسته چشم آن دلستان برهم زند ۷
کس چه میدانست کز طفلان اندک دان یکی
کشور دانائی صد نکته دان برهم زند ۸
عقل کی میگفت کاید مهر پرور کودکی
چون برون از خانه چندین خانمان برهم زند ۹
کی گمان میبرد می کانشمع فانوس حجاب
چون ز عرفان دم زند صد دودمان برهم زند ۱۰
صد ره اسباب ملاقات سگش از خون دل
محتشم گر در هم آرد پاسبان برهم زند ۱۱
فتنهای گردد زمین و آسمان برهم زند ۱
هرچه دوران در هم آرد از پی آزار خلق
در زمان آن فتنه آخر زمان برهم زند ۲
فرد چون پیدا شود غارتگر عشقش ز دور
گرد او جمعیت صد کاروان برهم زند ۳
اینک میرسد شورافکنی کز گرد راه
قلب دلها بر درد صفهای جان برهم زند ۴
لعبتان صد جا کنند از حسن صد هنگامه گرم
چون رسد آن بت به یک لعبت نهان برهم زند ۵
چون کند نازش کمان دلبری را چاشنی
قلب صد خیل از صدای آن کمان برهم زند ۶
از دو لب خوش آن که من جویم به ایما بوسهای
در قبول آهسته چشم آن دلستان برهم زند ۷
کس چه میدانست کز طفلان اندک دان یکی
کشور دانائی صد نکته دان برهم زند ۸
عقل کی میگفت کاید مهر پرور کودکی
چون برون از خانه چندین خانمان برهم زند ۹
کی گمان میبرد می کانشمع فانوس حجاب
چون ز عرفان دم زند صد دودمان برهم زند ۱۰
صد ره اسباب ملاقات سگش از خون دل
محتشم گر در هم آرد پاسبان برهم زند ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۴۳۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۱۷ - عاشقان نرد محبت چو به دلبر بازند
گوهر بعدی:غزل ۲۱۹ - گر از جمال جهانتاب او نقاب کشند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.