هوش مصنوعی: این شعر از حسرت و ناامیدی شاعر از بی‌وفایی و جدایی می‌گوید. او از بی‌ثباتی زندگی، دوری از معشوق، حسادت رقیبان و نبود عدالت شکایت دارد. شاعر با استفاده از استعاره‌های مختلف مانند «مسیح دم» و «سگ رقیب»، احساسات تلخ خود را بیان می‌کند.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عاشقانه، استفاده از استعاره‌های پیچیده و بیان احساسات تلخ مانند حسادت و ناامیدی، درک این شعر را برای مخاطبان زیر 16 سال دشوار می‌سازد.

غزل ۲۲۸ - عجب که دولت من بی‌بقائیی نکند

عجب که دولت من بی‌بقائیی نکند
بهانه جوی من از من جداییی نکند ۱

ز دادخواه پرست آن گذر عجب کامروز
برون نیاید و تیغ آزماییی نکند ۲

چه دلخوشی بودم زان مسیح دم که مرا
هلاک بیند و معجز نماییی نکند ۳

برش ادا نکنم مدعای خود هرگز
که مدعی ز حسد بد اداییی نکند ۴

زمان وصل حبیب از پی هلاک رقیب
خوش است عمر اگر بی وفائیی نکند ۵

نشان دهم به سگش غایبانه مردم را
که با رقیب به سهو آشنائیی نکند ۶

چنین که گشته ز می ذوق بخش ساقی دور
عجب که محتشم از وی گداییی نکند ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۴۳۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۲۷ - عاشق از حسرت دیدار تو آهی نکند
گوهر بعدی:غزل ۲۲۹ - لعل تو رد شکست من زمزمه بس نمی‌کند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.