هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از عشق و اندوه خود می‌گوید. او از مستی معشوق، گریه‌های خود، و دیوانگی‌اش در راه عشق سخن می‌گوید. همچنین به مقابله با مشکلات و بلاها اشاره می‌کند و از تأثیر نسیم بر آتش درونش می‌نالد. در پایان، با تواضع از گذر بر خاک محتشم یاد می‌کند که روزی بر آستان معشوق عالی‌جناب بوده است.
رده سنی: 16+ این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و ادبی است که درک آن برای مخاطبان جوان‌تر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از واژه‌ها و استعاره‌های به کار رفته نیاز به دانش ادبی و تجربهٔ زندگی بیشتری دارد.

غزل ۲۳۶ - امشب که چشم مست تو در مهد خواب بود

امشب که چشم مست تو در مهد خواب بود
مهد زمین ز گریهٔ من غرق آب بود ۱

دیوانه‌ای که غاشیه داری به کس نداد
تا پای شهسوار بلا در رکاب بود ۲

دی کامد آفتاب و خریدار شد تو را
با مشتری مقابلهٔ آفتاب بود ۳

در نامهٔ عمل ملک از آدمی کشان
گر می‌نوشت جرم تو را بی حساب بود ۴

از جنبش نسیم زد آتش به خرمنم
آن روی آتشین که به زیر نقاب بود ۵

تنها گذشت و یکقدم از پی نرفتمش
پایم ز بس که در وحل اضطراب بود ۶

بر خاک محتشم به تواضع گذر که او
روزی بر آستان تو عالیجناب بود ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۴۴۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۳۵ - دیشب که بر لبت لب جام شراب بود
گوهر بعدی:غزل ۲۳۷ - دی صبح دم که عارض او بی‌نقاب بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.