هوش مصنوعی:
این شعر از محتشم کاشانی بیانگر احساسات شاعر درباره نابرابری در عشق و وفاداری است. شاعر خود را بیوفا و نالایق میداند و معتقد است که معشوقهاش شایسته عشق و پرستش است، اما رابطه با فردی مانند او ناشایست و ناعادلانه است. او از ناآشنایی، بیوفایی و بیمهری در رابطه شکایت دارد و احساس میکند که سزاوار چنین عشقی نیست.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و احساساتی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات شعری کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
غزل ۲۴۰ - گنج وصل او به چون من بیوفائی حیف بود
گنج وصل او به چون من بیوفائی حیف بود
همچو او شاهی به همچون من گدائی حیف بود ۱
یاری آن نازنین کش بت پرستیدن سزاست
با چو من ناکس پرستی ناسزائی حیف بود ۲
آشنائیهای او کز الفت جان خوشتر است
با چو من بد الفتی نا آشنائی حیف بود ۳
عهد مهر و شرط یاری کز وفا کرد آن نگار
با چو من بدعهد شرط و بیوفائی حیف بود ۴
راست قولیهای او در ماجراهای نهان
با چو من کج بحث و کافر ماجرائی حیف بود ۵
چون ز من جز بیوفائی سر نزد نسبت باو
بر سرم میزد اگر سنگ جفائی حیف بود ۶
قصه کوته محتشم با چون تو کج خلق آدمی
آن چنان طوبی قدی حورا لقائی حیف بود ۷
همچو او شاهی به همچون من گدائی حیف بود ۱
یاری آن نازنین کش بت پرستیدن سزاست
با چو من ناکس پرستی ناسزائی حیف بود ۲
آشنائیهای او کز الفت جان خوشتر است
با چو من بد الفتی نا آشنائی حیف بود ۳
عهد مهر و شرط یاری کز وفا کرد آن نگار
با چو من بدعهد شرط و بیوفائی حیف بود ۴
راست قولیهای او در ماجراهای نهان
با چو من کج بحث و کافر ماجرائی حیف بود ۵
چون ز من جز بیوفائی سر نزد نسبت باو
بر سرم میزد اگر سنگ جفائی حیف بود ۶
قصه کوته محتشم با چون تو کج خلق آدمی
آن چنان طوبی قدی حورا لقائی حیف بود ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۱۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۳۹ - دوش چشمم هم به خواب از فکر و هم بیدار بود
گوهر بعدی:غزل ۲۴۱ - مهی که شمع رخش نور دیدهٔ من بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.