هوش مصنوعی:
این شعر به موضوعاتی مانند عشق، رنج، صبر بیحاصل، ایمان متزلزل و پشیمانی میپردازد. شاعر از ناز و غرور معشوق، سختیهای عشق و از دست دادن ایمان سخن میگوید. همچنین به مفاهیمی مانند فریب، شکار شدن و پشیمانی اشاره دارد. در پایان، شاعر از طوفانی قریبالوقوع خبر میدهد که نمادی از بحران یا تغییر بزرگ است.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری نیاز دارد. همچنین برخی از مضامین مانند تردید در ایمان، رنج عشق و پشیمانی ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد.
غزل ۲۶۲ - حسن را گر ناز او کالای دکان میشود
حسن را گر ناز او کالای دکان میشود
زود نرخ جان درین بازار ارزان میشود ۱
طبع آلایش گزینی کادم بیچاره داشت
جبرئیل از پرتوش آلوده دامان میشود ۲
صبر بیحاصل که جز عشق و مشقت هیچ نیست
یک هنر دارد کزو جان دادن آسان میشود ۳
شد سرای دل خراب و یافت قصر جان شکست
این زمان خود رخنه در بنیاد ایمان میشود ۴
سینه چاکانرا چه نسبت با کسی کز نازکی
نیم چاکی گاه گاهش در گریبان میشود ۵
میشود صیاد پنهان میکند آن گاه صید
میکند آن ماه صید آن گاه پنهان میشود ۶
ور خورد در ظلمت از دست کسی آب حیات
پس بداند کان منم بی شک پشیمان میشود ۷
گفتمش بر قتل فرمان کن از دردم به جان
خنده زد کاین خود نخواهد شد ولی آن میشود ۸
محتشم یا گریه را رخصت مده یا صبر کن
تا منادی در دهم کامروز طوفان میشود ۹
زود نرخ جان درین بازار ارزان میشود ۱
طبع آلایش گزینی کادم بیچاره داشت
جبرئیل از پرتوش آلوده دامان میشود ۲
صبر بیحاصل که جز عشق و مشقت هیچ نیست
یک هنر دارد کزو جان دادن آسان میشود ۳
شد سرای دل خراب و یافت قصر جان شکست
این زمان خود رخنه در بنیاد ایمان میشود ۴
سینه چاکانرا چه نسبت با کسی کز نازکی
نیم چاکی گاه گاهش در گریبان میشود ۵
میشود صیاد پنهان میکند آن گاه صید
میکند آن ماه صید آن گاه پنهان میشود ۶
ور خورد در ظلمت از دست کسی آب حیات
پس بداند کان منم بی شک پشیمان میشود ۷
گفتمش بر قتل فرمان کن از دردم به جان
خنده زد کاین خود نخواهد شد ولی آن میشود ۸
محتشم یا گریه را رخصت مده یا صبر کن
تا منادی در دهم کامروز طوفان میشود ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۹۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۶۱ - چشمم چو روز واقعه در خواب میشود
گوهر بعدی:غزل ۲۶۳ - رهی دارم که از دوری به پایان دیر میآید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.