هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عارفانه، بیانگر درد و رنج عشق ناکام و دلبستگی است. شاعر از عشق بیپاسخ، دلتنگی، و ناامیدی سخن میگوید و با استفاده از استعارههایی مانند لیلی و مجنون، فرهاد و شیرین، و بلبل و گل، احساسات خود را بیان میکند. همچنین، اشاراتی به مفاهیمی مانند آزادی، اسارت، و نصیحتهای بیثمر دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی احساسی نیاز دارد. همچنین، برخی از استعارهها و اشارات ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
غزل ۲۷۱ - ازین لیلی وشانم خاطر ناشاد نگشاید
ازین لیلی وشانم خاطر ناشاد نگشاید
به جز شیرین کسی بند از دل فرهاد نگشاید ۱
چمن از دل گشایانست اما بر دل بلبل
که دارد قید گل از سنبل و شمشاد نگشاید ۲
رگ باریک جانم خود به مژگان سیه بگشا
که بیمار تو را این مشکل از فصاد نگشاید ۳
نخواهی داد اگر داد کسی رخ بر کسی منما
که دیگر دادخواهان را رگ فریاد نگشاید ۴
تو ای دل چون به بسمل لایقی بگذر ز آزادی
که بند از گردن صیدی چنین صیاد نگشاید ۵
به زور دست و پائی بندهٔ خود را دگر بگشا
که روزی راه طعن بندهٔ آزاد نگشاید ۶
ز آه من گشادی بر در آن دل نشد پیدا
دلی کز سنگ بادش لاجرم از باد نگشاید ۷
گشاد درد زین کاخ از درون جستم ندا آمد
که از بیرون در این خانه گر بگشاد نگشاید ۸
بگو ای محتشم با ناصح خود بین که بی حاصل
زبان طعنه بر مجنون مادرزاد نگشاید ۹
به جز شیرین کسی بند از دل فرهاد نگشاید ۱
چمن از دل گشایانست اما بر دل بلبل
که دارد قید گل از سنبل و شمشاد نگشاید ۲
رگ باریک جانم خود به مژگان سیه بگشا
که بیمار تو را این مشکل از فصاد نگشاید ۳
نخواهی داد اگر داد کسی رخ بر کسی منما
که دیگر دادخواهان را رگ فریاد نگشاید ۴
تو ای دل چون به بسمل لایقی بگذر ز آزادی
که بند از گردن صیدی چنین صیاد نگشاید ۵
به زور دست و پائی بندهٔ خود را دگر بگشا
که روزی راه طعن بندهٔ آزاد نگشاید ۶
ز آه من گشادی بر در آن دل نشد پیدا
دلی کز سنگ بادش لاجرم از باد نگشاید ۷
گشاد درد زین کاخ از درون جستم ندا آمد
که از بیرون در این خانه گر بگشاد نگشاید ۸
بگو ای محتشم با ناصح خود بین که بی حاصل
زبان طعنه بر مجنون مادرزاد نگشاید ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۴۶۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۷۰ - غمزهاش دست چو بر غارت جان بگشاید
گوهر بعدی:غزل ۲۷۲ - گر از درج دهانش دم زنم از من به تنگ آید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.