هوش مصنوعی: این متن شعری است که در آن شاعر از عشق و ستایش معشوق سخن می‌گوید. او از زیبایی و جذابیت معشوق، اشک‌های ناشی از عشق و غم، و رازداری در عشق صحبت می‌کند. شاعر همچنین از تأثیرات عمیق عشق بر خود و دیگران می‌گوید و به نوعی از سرنوشت خود در این راه شکایت می‌کند.
رده سنی: 16+ این متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رازداری و شکایت از سرنوشت نیاز به تجربه و بلوغ فکری بیشتری دارد.

غزل ۷۳ - روشن از پرتو رویت نظری نیست که نیست

روشن از پرتو رویت نظری نیست که نیست
مِنَّت خاکِ درت بر بصری نیست که نیست ۱

ناظرِ روی تو صاحب نظرانند آری
سِرِّ گیسوی تو در هیچ سَری نیست که نیست ۲

اشکِ غَمّازِ من ار سرخ برآمد چه عجب؟
خجل از کردهٔ خود پرده دری نیست که نیست ۳

تا به دامن ننشیند ز نسیمش گَردی
سیل خیز از نظرم ره‌گذری نیست که نیست ۴

تا دم از شامِ سرِ زلفِ تو هر جا نزنند
با صبا گفت و شنیدم سحری نیست که نیست ۵

من از این طالع شوریده بِرَنجَم ور نی
بهره‌مند از سَرِ کویت دگری نیست که نیست ۶

از حیایِ لبِ شیرینِ تو ای چشمهٔ نوش
غرق آب و عرق اکنون شکری نیست که نیست ۷

مصلحت نیست که از پرده برون افتد راز
ور نه در مجلسِ رندان خبری نیست که نیست ۸

شیر در بادیهٔ عشق تو روباه شود
آه از این راه که در وی خطری نیست که نیست ۹

آب چشمم که بر او مِنَّت خاکِ درِ توست
زیرِ صد مِنَّتِ او خاکِ دری نیست که نیست ۱۰

از وجودم قَدَری نام و نشان هست که هست
ور نه از ضعف در آن جا اثری نیست که نیست ۱۱

غیر از این نکته که حافظ ز تو ناخشنود است
در سراپای وجودت هنری نیست که نیست ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
کانال گوهرین در ایتا
۸۳۶
این گوهر را بشنوید

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۷۲ - راهی‌ست راهِ عِشْق که هیچَش کِنارِه نیست
گوهر بعدی:غزل ۷۴ - حاصل کارگه کون و مکان این همه نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.