هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و فلسفی از حافظ، به موضوعاتی مانند عشق، مرگ، تقدیر و رازداری می‌پردازد. شاعر از معشوق می‌خواهد که به او توجه کند، از عشق و هوس سخن می‌گوید و به فلسفه‌ی زندگی و مرگ اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات به مرگ و عشق ممکن است برای سنین پایین مناسب نباشد.

غزل ۳۰۴ - یک صبح ببام آی و ز رخ پرده برانداز

یک صبح ببام آی و ز رخ پرده برانداز
آوازه به عالم زن و خورشید برانداز ۱

زه شد چو کمان تو پی کشتن مردم
گوزه ز کمان اجل ایام برانداز ۲

بربند به شاهی کمر و طوق غلامی
در گردن صد خسرو زرین کمر انداز ۳

بهر دل مشتاق مکش تیر ز ترکش
نخجیر چنین را به خدنگ دگر انداز ۴

دی داشتم ای صید فکن طاقت ازین بیش
امروز خدنگ نظر آهسته‌تر انداز ۵

در گفتن راز آن چه زبان محرم آن نیست
بر گردن آمد شد و پیک نظر انداز ۶

ای زینت بالین رقیبان شده عمری
بر من که ز هم می‌گذرم یک نظر انداز ۷

تا غیر بمیرد ز شعف یک شبم از وی
پنهان کن و در شهر توهم خبر انداز ۸

در بحر هوس کشتی ما محتشم از عشق
تا غرق نگردیده تو خود را به در انداز ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۸۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۰۳ - لشگر عشقت سیاهی می‌کند از دور باز
گوهر بعدی:غزل ۳۰۵ - آفت من یک نگه زان نرگس مستانه ساز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.