هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از درد عشق و فراق یار مینالد. او از غمهای عاشقانه، رنجهای دل، و بیوفایی معشوق سخن میگوید. با وجود تمام رنجها، هنوز امید به دیدار دارد و در انتظار معشوق است.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج عشق و انتظار ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
غزل ۳۱۵ - مردم و بر دل من باز غم یار هنوز
مردم و بر دل من باز غم یار هنوز
جان سبک رفت و من از عشق گران بار هنوز ۱
حال من زار و به بالین رقیب آمد یار
من به این زاری و او بر سر آزار هنوز ۲
عشوهات سوخته جان من و جانسوز همان
غمزهات ساخته کار من و در کار هنوز ۳
دل که دارد سر ز لف تو چو غافل مرغیست
که بدام آمده و نیست خبر دار هنوز ۴
سرنهادند حریفان همه در راه صلاح
سر من خاک ره خانه خمار هنوز ۵
چشم امید شد از فرقت دلدار سفید
محتشم منتظر دولت دیدار هنوز ۶
جان سبک رفت و من از عشق گران بار هنوز ۱
حال من زار و به بالین رقیب آمد یار
من به این زاری و او بر سر آزار هنوز ۲
عشوهات سوخته جان من و جانسوز همان
غمزهات ساخته کار من و در کار هنوز ۳
دل که دارد سر ز لف تو چو غافل مرغیست
که بدام آمده و نیست خبر دار هنوز ۴
سرنهادند حریفان همه در راه صلاح
سر من خاک ره خانه خمار هنوز ۵
چشم امید شد از فرقت دلدار سفید
محتشم منتظر دولت دیدار هنوز ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۴۳۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۱۴ - دل در بدن کباب و مرا دیده تر هنوز
گوهر بعدی:غزل ۳۱۶ - ز دور یاسمنت سبزه سر نکرده هنوز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.