هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از سنگدلی و بیرحمی دیگران شکایت میکند و آنها را از عواقب اعمالشان در روز جزا میترساند. او از درد و رنج خود میگوید و از دیگران میخواهد که از خدا و دعای بیدلان بترسند.
رده سنی:
15+
متن دارای مفاهیم عمیق مذهبی و اخلاقی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، برخی از عبارات مانند 'سنگ دل' و 'خون من غریب مریز' ممکن است برای سنین پایین سنگین باشد.
غزل ۳۲۵ - ای سنگ دل ز پرسش روز جزا بترس
ای سنگ دل ز پرسش روز جزا بترس
خون من غریب مریز از خدا بترس ۱
هر دم به سینه راه مده کینهٔ مرا
وز آه سینه سوز من مبتلا بترس ۲
بر بیدلان ز سخت دلیها مکش عنان
از سنگ خود نهای تو ز تیر دعا بترس ۳
بیترس و باک من به خطا ترک کس مکن
زان ناوک خطا که ندارد خطا بترس ۴
دی با رقیب یافت مرا آشنا و گفت
ای محتشم ازین سگ نا آشنا بترس ۵
خون من غریب مریز از خدا بترس ۱
هر دم به سینه راه مده کینهٔ مرا
وز آه سینه سوز من مبتلا بترس ۲
بر بیدلان ز سخت دلیها مکش عنان
از سنگ خود نهای تو ز تیر دعا بترس ۳
بیترس و باک من به خطا ترک کس مکن
زان ناوک خطا که ندارد خطا بترس ۴
دی با رقیب یافت مرا آشنا و گفت
ای محتشم ازین سگ نا آشنا بترس ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۷۴۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۲۴ - باز آشفتهام از خوی تو چندان که مپرس
گوهر بعدی:غزل ۳۲۶ - خموشیت گره افکند در دل همه کس
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.