هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عارفانه، بیانگر احساسات شاعر نسبت به معشوق است. شاعر از عشق و آرزوهایش میگوید و از درد فراق و اشتیاق سخن میراند. او معشوق را با توصیفات زیبا و استعارات پیچیده میستاید و از تأثیر عمیق او بر جان خود سخن میگوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عاشقانه و عارفانه پیچیده است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی دارد. همچنین، استفاده از استعارات و تشبیهات ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۳۲۹ - هرتار که در طره عنبر شکن استش
هرتار که در طره عنبر شکن استش
پیوند نهالی برگ جان من استش ۱
ترسم ز دماغ دل من دود برآرد
آن دوده که زیب ورق یاسمنستش ۲
میسوزدم از آرزوی رنگی و بوئی
با آن که گل و لاله چمن در چمنستش ۳
هست از ورق شرم و حیا دست خودش نیز
زان جوهر جان دور که در پیرهنستش ۴
شیرین همه ناز است ولی ناز دلآشوب
از گوشهٔ چشمی است که با کوهکنستش ۵
گفتم که در آن تنگ شکر جای سخن نیست
رنجید همانا که درین هم سخن استش ۶
در سینهٔ گرمم دل آواره در آن کوی
مرغیست که درآتش سوزان وطنستش ۷
هر بنده که گردیده بر آن در ادب آموز
اهلیت سلطانی صد انجمنستش ۸
گر جان رود از تن نرود محتشم از جا
کز لطف تو جانی دگر اندر بدنستش ۹
پیوند نهالی برگ جان من استش ۱
ترسم ز دماغ دل من دود برآرد
آن دوده که زیب ورق یاسمنستش ۲
میسوزدم از آرزوی رنگی و بوئی
با آن که گل و لاله چمن در چمنستش ۳
هست از ورق شرم و حیا دست خودش نیز
زان جوهر جان دور که در پیرهنستش ۴
شیرین همه ناز است ولی ناز دلآشوب
از گوشهٔ چشمی است که با کوهکنستش ۵
گفتم که در آن تنگ شکر جای سخن نیست
رنجید همانا که درین هم سخن استش ۶
در سینهٔ گرمم دل آواره در آن کوی
مرغیست که درآتش سوزان وطنستش ۷
هر بنده که گردیده بر آن در ادب آموز
اهلیت سلطانی صد انجمنستش ۸
گر جان رود از تن نرود محتشم از جا
کز لطف تو جانی دگر اندر بدنستش ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۴۲۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۲۸ - شبی که میفکند بی تو در دلم الم آتش
گوهر بعدی:غزل ۳۳۰ - محل گرمی جولان بزیر سرو بلندش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.