هوش مصنوعی: شاعر در این متن از عشق ناکام و آرزوهای برآورده نشده خود می‌گوید. او از درد دل، خار گلی نچیده، لبی پرخون، شراب نچشیده، زلف تابدار، لباس دردی نابریده، پرتو محبت و دعای نادمیده سخن می‌گوید و در نهایت از نرسیدن به معشوق و خدمت به او ابراز تأسف می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که درک آن برای سنین پایین‌تر دشوار است. همچنین، برخی از تصاویر شاعرانه مانند 'لبی پرخون' و 'شراب لعل' ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر نامناسب باشد.

غزل ۳۳۳ - ز مهیست داغ بر دل که ندیده‌ام هنوزش

ز مهیست داغ بر دل که ندیده‌ام هنوزش
ز گلیست خار در کف که نچیده‌ام هنوزش ۱

ز لبی است کام جانم چو گلوی شیشه پرخون
که به جرئت تخیل نگزیده‌ام هنوزش ۲

ز شراب لعل یاری شده مشربم دگرگون
که به لب رسیده اما نچشیده‌ام هنوزش ۳

به کشاکشم فکنده سر زلف تابداری
که به سوی خویش یک مو نگشیده‌ام هنوزش ۴

دل پرده سوز دارد هوس لباس دردی
که به قد طاقت او نبریده‌ام هنوزش ۵

به برم لباس غیرت شده نام خرقه‌ای را
که ز جیب تا به دامن ندریده‌ام هنوزش ۶

ز دریچهٔ محبت به دلم فتاده پرتو
ز همه جهان فروزی که ندیده‌ام هنوزش ۷

همه کس شنیده آمین ز فرشته بر دعائی
که ز زیر لب برآن بت ندمیده‌ام هنوزش ۸

که ز محتشم رساند به مه من این غزل را
که من گدا به خدمت نرسیده‌ام هنوزش ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۴۸۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۳۲ - ز دل دودی بلند آویخته زلف نگون سارش
گوهر بعدی:غزل ۳۳۴ - ای به ستم دل تو خوش تیغ بکش مرا بکش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.