هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. او از دوری معشوق، رقیبان، اتهامات ناروا، و تلاشهای بیثمرش برای جلب توجه یار مینالد. همچنین، به تأثیر نگاه معشوق و جدلهای بیپایان اشاره میکند و در پایان، از ناامیدی و بیهنری خود در خدمت به معشوق سخن میگوید.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک کامل آن نیاز به بلوغ عاطفی و شناخت ادبیات کلاسیک فارسی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رنج عشق و پیچیدگیهای روابط انسانی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار یا نامفهوم باشد.
غزل ۳۶۰ - تا میان من و آن مه شده کلفت واقع
تا میان من و آن مه شده کلفت واقع
به رقیبم شده بیواسطه کلفت واقع ۱
به مهی درگذری یک نظر افکندم دوش
شد میان من و یاران همه صحبت واقع ۲
متهم ساخت به عشق دگرم یار و نگفت
کاین تعشق شده باشد به چه صورت واقع ۳
کار موقوف نگاهیست میان من و او
گر بود صد جدل و خشم و کدورت واقع ۴
میرسد مست جنون تیغ به کف گرم غضب
شدی ای دل سر راهش به چه جرات واقع ۵
ای نگهبان نبود گر رخ آن مه منظور
میتوان از تو کشید ای همه منت واقع ۶
محتشم بردرش از خدمت خود هرزه ملاف
آید از بیهنری چون تو چه خدمت واقع ۷
به رقیبم شده بیواسطه کلفت واقع ۱
به مهی درگذری یک نظر افکندم دوش
شد میان من و یاران همه صحبت واقع ۲
متهم ساخت به عشق دگرم یار و نگفت
کاین تعشق شده باشد به چه صورت واقع ۳
کار موقوف نگاهیست میان من و او
گر بود صد جدل و خشم و کدورت واقع ۴
میرسد مست جنون تیغ به کف گرم غضب
شدی ای دل سر راهش به چه جرات واقع ۵
ای نگهبان نبود گر رخ آن مه منظور
میتوان از تو کشید ای همه منت واقع ۶
محتشم بردرش از خدمت خود هرزه ملاف
آید از بیهنری چون تو چه خدمت واقع ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۲۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۵۹ - دارم از طبع ستم خیز تو حظی و چه حظ
گوهر بعدی:غزل ۳۶۱ - آن که بود از تو به یک حرف زبانی قانع
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.