هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از احساسات عمیق خود مانند انتظار، اضطراب، ناامیدی و عشق ناکام سخن میگوید. او با تصاویر شعری مانند شمع، گل، آهو و دود، حالتهای روحی خود را بیان میکند و از روزهایی میگوید که در انتظار وعدهای نشسته است.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و پیچیده است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار بوده و ممکن است برای آنها جذاب نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ناامیدی و اضطراب نیاز به درک بالاتری از احساسات انسانی دارند.
غزل ۳۹۲ - لب پر سوال بر سر راهی نشستهام
لب پر سوال بر سر راهی نشستهام
سائل نیم به وعده ماهی نشستهام ۱
زان شمع بس که داشتهام دوش اضطراب
گاهی چو شعلهٔ خاسته گاهی نشستهام ۲
گل میدمد ز دامن و چشمم که روز و شب
با دستهٔ گلی چو گیاهی نشستهام ۳
صیادوار ز آهوی دیر التفات او
پیوسته در کمین نگاهی نشستهام ۴
دل ساخت سینه را سیه از دود خود ببین
در پهلوی چه خانهٔ سیاهی نشستهام ۵
روز فریب بین که گذشت است محتشم
سالی که من به وعده ماهی نشستهام ۶
سائل نیم به وعده ماهی نشستهام ۱
زان شمع بس که داشتهام دوش اضطراب
گاهی چو شعلهٔ خاسته گاهی نشستهام ۲
گل میدمد ز دامن و چشمم که روز و شب
با دستهٔ گلی چو گیاهی نشستهام ۳
صیادوار ز آهوی دیر التفات او
پیوسته در کمین نگاهی نشستهام ۴
دل ساخت سینه را سیه از دود خود ببین
در پهلوی چه خانهٔ سیاهی نشستهام ۵
روز فریب بین که گذشت است محتشم
سالی که من به وعده ماهی نشستهام ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۴۴۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۹۱ - خانهٔ دوری دل از همه پرداختهام
گوهر بعدی:غزل ۳۹۳ - بس که چشم امشب به چشم عشوهسازش داشتم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.