هوش مصنوعی:
شاعر در این متن به توصیف عشق و علاقهاش به معشوق میپردازد. او از نگاههای عاشقانه، تغافل معشوق، و رقابت با دیگران سخن میگوید. همچنین، از اسارت در زلف معشوق و شوق دیدار او یاد میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات نیاز به درک ادبی بالاتری دارند.
غزل ۳۹۳ - بس که چشم امشب به چشم عشوهسازش داشتم
بس که چشم امشب به چشم عشوهسازش داشتم
از نگه کردن بسوی غیر بازش داشتم ۱
غیر جز تیر تغافل از کمان او نخورد
بس که پاس غمزهٔ مردم نوازش داشتم ۲
تا به قصد نیم نازی ننگرد سوی رقیب
گوشه چشمی به چشم نیم نازش داشتم ۳
گشت راز من عیان بس کز اشارات نهان
با رقیبان در مقام احترازش داشتم ۴
داشت او مستغنیم از ناز دیگر مهوشان
از نیاز غیر من هم بینیازش داشتم ۵
زور عشقم بین که تازان میگذشت آن شهسوار
از کششهای کمند شوق بازش داشتم ۶
با خیالش محتشم در دست بازی بود و من
دست در زنجیر از زلف درازش داشتم ۷
از نگه کردن بسوی غیر بازش داشتم ۱
غیر جز تیر تغافل از کمان او نخورد
بس که پاس غمزهٔ مردم نوازش داشتم ۲
تا به قصد نیم نازی ننگرد سوی رقیب
گوشه چشمی به چشم نیم نازش داشتم ۳
گشت راز من عیان بس کز اشارات نهان
با رقیبان در مقام احترازش داشتم ۴
داشت او مستغنیم از ناز دیگر مهوشان
از نیاز غیر من هم بینیازش داشتم ۵
زور عشقم بین که تازان میگذشت آن شهسوار
از کششهای کمند شوق بازش داشتم ۶
با خیالش محتشم در دست بازی بود و من
دست در زنجیر از زلف درازش داشتم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۹۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۹۲ - لب پر سوال بر سر راهی نشستهام
گوهر بعدی:غزل ۳۹۴ - بر سر کوی تو هرگاه که پیدا گشتم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.