هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و بازی شطرنج به عنوان استعارههایی برای بیان احساسات خود استفاده میکند. او از ناکامی در عشق، هوسهای بیپایان، و تسلیم شدن در برابر معشوق سخن میگوید. همچنین، به مفاهیمی مانند جرات، هجران، و تسلیم در برابر عشق اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و استعارههای پیچیده است که درک آنها ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند هوس و هجران ممکن است برای سنین پایین نامناسب باشد.
غزل ۴۱۲ - با تو آن روز که شطرنج محبت چیدم
با تو آن روز که شطرنج محبت چیدم
ماتی خود ز تو در بازی اول دیدم ۱
هوسم رخ به رخ شاه خیال تو نشاند
آن قدر کز رخ شرم تو خجل گردیدم ۲
اسب جرات چو هوس تاخت به جولانگه عشق
من رخ از عرصهٔ راحت طلبی تابیدم ۳
استخوانبندی شطرنج جهان کی شده بود
صبح ابداع که من مهر تو میورزیدم ۴
هجر چون اسب حریفان مسافر زین کرد
عرصه خالی شد از آشوب و من آرامیدم ۵
آن دلارام که منصوبه طرازی فن اوست
بیدقی راند که صد بازی از آن فهمیدم ۶
فکر خود کن تو هم ای دل که به تاراج بساط
شاه عشق آمد و من خانهٔ خود برچیدم ۷
محتشم از تو و از قدر تو افسوس که من
پشه و پیل درین عرصه برابر دیدم ۸
ماتی خود ز تو در بازی اول دیدم ۱
هوسم رخ به رخ شاه خیال تو نشاند
آن قدر کز رخ شرم تو خجل گردیدم ۲
اسب جرات چو هوس تاخت به جولانگه عشق
من رخ از عرصهٔ راحت طلبی تابیدم ۳
استخوانبندی شطرنج جهان کی شده بود
صبح ابداع که من مهر تو میورزیدم ۴
هجر چون اسب حریفان مسافر زین کرد
عرصه خالی شد از آشوب و من آرامیدم ۵
آن دلارام که منصوبه طرازی فن اوست
بیدقی راند که صد بازی از آن فهمیدم ۶
فکر خود کن تو هم ای دل که به تاراج بساط
شاه عشق آمد و من خانهٔ خود برچیدم ۷
محتشم از تو و از قدر تو افسوس که من
پشه و پیل درین عرصه برابر دیدم ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۸۱۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۱۱ - به هجران کرده بودم خو که ناگه روی او دیدم
گوهر بعدی:غزل ۴۱۳ - شبی کان سرو سیم اندام را درخواب میدیدم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.