هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از چشمهای معشوق سخن میگوید و آنها را با عناصر طبیعت و احساسات عمیق انسانی مقایسه میکند. او از درد و درمان، عشق و رنج، و زیبایی چشمهای معشوق صحبت میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان شاعرانه نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غزل ۴۲۵ - ای هزارت چشم در هر گوشه سرگردان چشم
ای هزارت چشم در هر گوشه سرگردان چشم
آهوی چشم سیه مستان تو را قربان چشم ۱
دردمند از درد چشمت چشم بیماران ولی
درد برچیدن ز چشمت جمله را درمان چشم ۲
خورد تا چشم تو چشم ای نرگس باران اشگ
شوخ چشمان را براند نرگس از بستان چشم ۳
تا دهد چشمم برای صحت چشمت زکوة
نور چشم من پر از در کردهام دامان چشم ۴
چشم بر چشم من سرگشته افکن تا تو را
بهر دفع چشم بد گردم بلاگردان چشم ۵
چشم بر چشم از رقیب محتشمپوشان که هست
چشم بر چشم رقیب انداختن نقصان چشم ۶
آهوی چشم سیه مستان تو را قربان چشم ۱
دردمند از درد چشمت چشم بیماران ولی
درد برچیدن ز چشمت جمله را درمان چشم ۲
خورد تا چشم تو چشم ای نرگس باران اشگ
شوخ چشمان را براند نرگس از بستان چشم ۳
تا دهد چشمم برای صحت چشمت زکوة
نور چشم من پر از در کردهام دامان چشم ۴
چشم بر چشم من سرگشته افکن تا تو را
بهر دفع چشم بد گردم بلاگردان چشم ۵
چشم بر چشم از رقیب محتشمپوشان که هست
چشم بر چشم رقیب انداختن نقصان چشم ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۴۱۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۲۴ - به بزم او حریفان را ز مستی دست و پا بوسم
گوهر بعدی:غزل ۴۲۶ - افکن گذر به کلبه ما تا بهم رسد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.