هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که در آن شاعر از معشوق خود میخواهد به کلبهاش بیاید و حضور او را به عنوان نور و روشنایی توصیف میکند. شاعر از چشم و نگاه معشوق به عنوان منبع زیبایی و نور یاد میکند و آرزو میکند که معشوق به او توجه کند.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عرفانی و عاشقانه عمیق است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
غزل ۴۲۶ - افکن گذر به کلبه ما تا بهم رسد
افکن گذر به کلبه ما تا بهم رسد
از گرد رهگذار تو کحلی برای چشم ۱
گر در وثاق خاک نشینان قدم نهی
سازند خاک پای تو را توتیای چشم ۲
بیرون مرو ز منزل مردم نشین خویش
ای منزل تو منظر نزهت سرای چشم ۳
از مردمی اگر به حجاب ای مراد دل
پیدا کنم برای تو جائی ورای چشم ۴
از چشم آفتاب برآید گر افکنی
پرتو به خانه دلم از غرفههای چشم ۵
ناید فرو سرم به فلک گر تو سرفراز
آئی فرو به بارگه دل گشای چشم ۶
بر محتشم گذار فکن کز برای توست
گوهر فشانی مژهاش در سرای چشم ۷
از گرد رهگذار تو کحلی برای چشم ۱
گر در وثاق خاک نشینان قدم نهی
سازند خاک پای تو را توتیای چشم ۲
بیرون مرو ز منزل مردم نشین خویش
ای منزل تو منظر نزهت سرای چشم ۳
از مردمی اگر به حجاب ای مراد دل
پیدا کنم برای تو جائی ورای چشم ۴
از چشم آفتاب برآید گر افکنی
پرتو به خانه دلم از غرفههای چشم ۵
ناید فرو سرم به فلک گر تو سرفراز
آئی فرو به بارگه دل گشای چشم ۶
بر محتشم گذار فکن کز برای توست
گوهر فشانی مژهاش در سرای چشم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۲۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۲۵ - ای هزارت چشم در هر گوشه سرگردان چشم
گوهر بعدی:غزل ۴۲۷ - کو اجل تا من نقاب تن ز جان خود کشم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.