هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. او از جدایی و درد عشق شکایت دارد و آرزو میکند که بتواند تحفهای از دل و جان خود را به معشوق تقدیم کند. همچنین، از خواری و رنجی که از زبان خود میکشد، گله میکند و در نهایت امیدوار است که بتواند این اشعار را به یار نکتهدان خود تقدیم کند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از عبارات نیاز به تفسیر و درک ادبی دارند که مناسب سنین بالاتر است.
غزل ۴۲۷ - کو اجل تا من نقاب تن ز جان خود کشم
کو اجل تا من نقاب تن ز جان خود کشم
بیحجاب این تحفه پیش دلستان خود کشم ۱
بار دیگر خاکپایش گر به دست افتد مرا
توتیا سازم به چشم خونفشان خود کشم ۲
میدهم خط غلامی نو خطان شهر را
تا به تقریب این سخن از دلستان خود کشم ۳
راز خود گفتم چو بلبل خوار کرد آن گل مرا
آه تا کی خواری از دست زبان خود کشم ۴
از اجل خواهم امانی محتشم کاین نظم را
تحفه سازم پیش یار نکتهدان خود کشم ۵
بیحجاب این تحفه پیش دلستان خود کشم ۱
بار دیگر خاکپایش گر به دست افتد مرا
توتیا سازم به چشم خونفشان خود کشم ۲
میدهم خط غلامی نو خطان شهر را
تا به تقریب این سخن از دلستان خود کشم ۳
راز خود گفتم چو بلبل خوار کرد آن گل مرا
آه تا کی خواری از دست زبان خود کشم ۴
از اجل خواهم امانی محتشم کاین نظم را
تحفه سازم پیش یار نکتهدان خود کشم ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۴۸۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۲۶ - افکن گذر به کلبه ما تا بهم رسد
گوهر بعدی:غزل ۴۲۸ - رسید نغمه ای از بادهنوشی تو به گوشم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.