هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از درد فراق و دوری یار مینالد و آرزو میکند که ای کاش یارش همیشه با ستم همراه بود یا دلش تحمل فراق را داشت. او از یاد یار و درد هجران شکایت میکند و آرزو میکند که ای کاش قبل از رفتن یار، مرگ به سراغش میآمد تا این درد را تحمل نکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل احساسات عمیق عاشقانه و غمانگیز است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد. درک کامل این احساسات نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
غزل ۵۵۴ - کاش یارم از ستم دایم مکدر داشتی
کاش یارم از ستم دایم مکدر داشتی
یا دلم تاب فراق آن ستمگر داشتی ۱
کاشکی هرگز از آن گل نامدی بوی وفا
یا چو رفتی مرغ دل فریاد کمتر داشتی ۲
کاشکی زان پیش کان شمع از کنار من رود
ضربت شمشیر مرگم از میان برداشتی ۳
آن که رفت و یاد خلق او مرا دیوانه ساخت
کاشکی خوی پری رویان دیگر داشتی ۴
تن که بر بستر ز درد هجر او پهلو نهاد
کاش از خشت لحد بالین و بستر داشتی ۵
محتشم کز درد دوری خاک بر سر میکند
وه چه بودی گر اجل را راه بر سر داشتی ۶
یا دلم تاب فراق آن ستمگر داشتی ۱
کاشکی هرگز از آن گل نامدی بوی وفا
یا چو رفتی مرغ دل فریاد کمتر داشتی ۲
کاشکی زان پیش کان شمع از کنار من رود
ضربت شمشیر مرگم از میان برداشتی ۳
آن که رفت و یاد خلق او مرا دیوانه ساخت
کاشکی خوی پری رویان دیگر داشتی ۴
تن که بر بستر ز درد هجر او پهلو نهاد
کاش از خشت لحد بالین و بستر داشتی ۵
محتشم کز درد دوری خاک بر سر میکند
وه چه بودی گر اجل را راه بر سر داشتی ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۴۰۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۵۳ - اگر مقدار عشق پاک را دلدار دانستی
گوهر بعدی:غزل ۵۵۵ - مرا به دست غم خود گذاشتی رفتی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.