هوش مصنوعی: این شعر به موضوع عشق، وفاداری، و رنج‌های عاشقانه می‌پردازد. در آن از مجنون و لیلی یاد شده و به پاکی عشق و آلودگی‌های دنیوی اشاره می‌شود. همچنین، از امید و ناامیدی، فرسودگی و آرامش در مرگ سخن به میان آمده است.
رده سنی: 16+ این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند فرسودگی و مرگ ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین یا نامفهوم باشد.

غزل ۵۷۵ - بر روی یار اغیار را چشمی به آن آلودگی

بر روی یار اغیار را چشمی به آن آلودگی
غلطان به خاک احباب را اشگی به آن پالودگی ۱

مجنون چو افشاند آستین بر وصل تا روز جزا
دامان لیلی پاک ماند از تهمت آلودگی ۲

نازش برای عشوه ای صد لابه می‌فرمایدم
صورت نمی‌بندد دگر نازی به این فرمودگی ۳

از دیدن او پند گو یک‌باره منعم می‌کند
در عمر خود نشنیده‌ام پندی به این بیهودگی ۴

پای طلب کوتاه گشت از بس که در ره سوده شد
کوته نمی‌گردد ولی پای امید از سودگی ۵

آ سر که دیدی خاک گشت از آستان فرسائیش
وان آستان هم بازرست از زحمت فرسودگی ۶

خوش رفتی آخر محتشم آسوده در خواب عدم
هرگز نکردی در جهان خوابی به این آسودگی ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۶۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۷۴ - آن که هرگز نزد از شرم در معشوقی
گوهر بعدی:غزل ۵۷۶ - ساربان بر ناقه می‌بندد به سرعت محملی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.