هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از درد فراق و عشق نافرجام میگوید و از معشوق میخواهد که به او توجه کند. او از ویرانی دل خود و بیتوجهی معشوق شکایت دارد و آرزو میکند که معشوق مانند مهمانی بزرگوار به او توجه کند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در این شعر وجود دارد که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهٔ زندگی دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
غزل ۵۸۰ - ز اشک سرخ برای نزول جانانی
ز اشک سرخ برای نزول جانانی
شدست خانهٔ چشمم نقش ایوانی ۱
مباش این همه ای گنج حسن در دل غیر
بیا که هست مرا نیز کنج ویرانی ۲
به لاله زار دل داغدار من بگذر
که دهر یاد ندارد چنین گلستانی ۳
چه شد که گر از بیتکلفی یک بار
شود مقام گدا تکیهگاه سلطانی ۴
به نیم جان که دلم راست شاه من چه عجب
گر انفعال کشد پیش چون تو مهمانی ۵
به دود مجمره حاجت ندارد آن محفل
که سازیش تو معطر به گرد دامانی ۶
درآ ز در ای جان که محتشم بیتوست
مثال صورت دیوار و جسم بیجانی ۷
شدست خانهٔ چشمم نقش ایوانی ۱
مباش این همه ای گنج حسن در دل غیر
بیا که هست مرا نیز کنج ویرانی ۲
به لاله زار دل داغدار من بگذر
که دهر یاد ندارد چنین گلستانی ۳
چه شد که گر از بیتکلفی یک بار
شود مقام گدا تکیهگاه سلطانی ۴
به نیم جان که دلم راست شاه من چه عجب
گر انفعال کشد پیش چون تو مهمانی ۵
به دود مجمره حاجت ندارد آن محفل
که سازیش تو معطر به گرد دامانی ۶
درآ ز در ای جان که محتشم بیتوست
مثال صورت دیوار و جسم بیجانی ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۷۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۷۹ - دم بسمل شدن در قبله باید روی قربانی
گوهر بعدی:غزل ۵۸۱ - به زبان غمزه رانی چو روم به عشوه خوانی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.