هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عارفانه از زبان عاشقی سخن می‌گوید که در اوج شور و شیدایی، خود را به معشوق سپرده است. او از ناز و غمزه‌های معشوق می‌گوید و بیان می‌کند که حاضر است همه‌چیز حتی دو جهان را در راه او فدا کند. همچنین، اشاره‌ای به قدرت و اراده معشوق دارد که گویی از آسمان مقدر شده است. در نهایت، شاعر از رازداری و وفاداری به معشوق سخن می‌گوید.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عارفانه است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و تجربه دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

غزل ۵۸۱ - به زبان غمزه رانی چو روم به عشوه خوانی

به زبان غمزه رانی چو روم به عشوه خوانی
به تو ناز داد یاد این همه مختلف زبانی ۱

سگی از تو شهسوارم به قبول و رد چکارم
بود آن که اضطرارم که نخوانی و نرانی ۲

اگرم برون ز امکان دو جهان بود بر از جان
همه در ره تو ریزم که عزیزتر ز جانی ۳

دو جهان ز توست ای مه بکشی اگر یکی را
به تو کس چه می‌تواند مکن آن چه می‌توانی ۴

همهٔ فتنه روید از خاک و ستیزه خیزد از گل
به زمین کرشمه ریزان چو سمند نازرانی ۵

به زبان جور ممکن بود امتحان عاشق
تو به تیغم آزمودی و همان در امتحانی ۶

بگذر ز کین که ترسم به زمین بشر نماند
که ارادهٔ تو ماند به قضای آسمانی ۷

طلبی که یار نازی نشکد چه لذت او را
دل شوق گرم دارد ارنی ز لن ترانی ۸

چو شدی به غیر یاران همه رازهای پنهان
دگری اگر بداند تو ز محتشم ندانی ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۴۸۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۸۰ - ز اشک سرخ برای نزول جانانی
گوهر بعدی:غزل ۵۸۲ - گذری بناز و گوئی ز چه باز دلگرانی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.