هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی، بیانگر عشق و فداکاری شاعر به معشوق است. شاعر از قربانی کردن خود در راه معشوق سخن می‌گوید و زیبایی و برتری معشوق را ستایش می‌کند. همچنین، از بی‌صبری خود در فراق معشوق و ناتوانی در توصیف این احساس می‌گوید.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربهٔ زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیه‌های پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

غزل ۵۷۹ - دم بسمل شدن در قبله باید روی قربانی

دم بسمل شدن در قبله باید روی قربانی
مگردان روی از من تا ز قربان رونگردانی ۱

دم خون ریختن از دیدن رویت مکن منعم
که کس در حالت بسمل نبندد چشم قربانی ۲

بدین حسن ای شه خوبان نه جانا نخوانمت نی جان
اگر چیزی بود خوش‌تر ز جان جانان من آنی ۳

ملک شانی و پشت قدر احباب از سگان کمتر
پریشانی و احباب از تو دایم در پریشانی ۴

چه پرسی حرف صبر از من چه میدانی نمی‌دانم
چه گویم شرح بی صبری چو می‌دانم که میدانی ۵

بجز مهر و مهت آیینه‌ای در خور نمی‌بینم
که در خوبی به مه میمانی و از خور نمی‌مانی ۶

ز پند محتشم ماند ای صنم پاکیزه دامانت
الهی تا ابد مانی بدین پاکیزه دامانی ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۷۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۷۸ - رفتی و رفت بی‌رخت از دیده روشنی
گوهر بعدی:غزل ۵۸۰ - ز اشک سرخ برای نزول جانانی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.