هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از سیف فرغانی، به بیان درد و سوز عشق و دل‌بستگی به معشوق می‌پردازد. شاعر از زلف یار، حیرت و سردرگمی عاشق، و جایگاه غم و عشق در دل سخن می‌گوید. همچنین، اشاره‌ای به مفاهیم عرفانی مانند صحرای دل و ذره‌ای گم‌گشته در آن دارد.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه این شعر ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات به سطحی از بلوغ فکری نیاز دارند.

غزل ۶۹ - ای ز زلفت حلقه‌ای بر پای دل

ای ز زلفت حلقه‌ای بر پای دل
گر درین حلقه نباشد وای دل

هر که را سودای تو در سر بود
در دوکونش می‌نگنجد پای دل

غرقهٔ گرداب حیرت از تو شد
کشتی اندیشه در دریای دل

آن سعادت کو که بتوانیم گفت
با تو ای شادی جان غمهای دل

نه دلم را در غمت پروای من
نه مرا در عشق تو پروای دل

رفته همچون آب در اجزای خاک
آتش عشق تو در اجزای دل

چون غمت را غیر دل جایی نبود
هست دل جای غم و غم جای دل

هر دو عالم چیست نزد عارفان
ذره‌ای گم گشته در صحرای دل

سیف فرغانی چو حلقه بسته‌دار
جان خود پیوسته بر درهای دل
کانال گوهرین در ایتا
۴۴۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۶۸ - دل ز غمت زنده شد ای غم تو جان دل
گوهر بعدی:غزل ۷۰ - تنی داری بسان خرمن گل
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.