هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر به بیان عشق و دلدادگی خود به معشوق میپردازد. او از دلبستگی و شیفتگی خود سخن میگوید و معشوق را منبع روشنایی و رهایی میداند. شاعر خود را درویشی توانگر میخواند که معشوق مانند سلطانی از او گدایی میکند. او از نالههای خود و بیماری عشق میگوید و اشاره میکند که هر سال مانند گل، روزی چند مهمان معشوق میشود. شاعر همچنین به مهارت خود در شعر و مدح معشوق اشاره کرده و از طبیعت، عقل و دل خود به عنوان عناصری از شعرای بزرگ نام میبرد. در پایان، او از لطف و حسن معشوق سخن میگوید و امیدوار است که کارش با گشایش از سوی معشوق به نتیجه برسد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
غزل ۱۱۷ - الا ای شمع دل را روشنایی
الا ای شمع دل را روشنایی
که جانم با تو دارد آشنایی ۱
چو دل پیوست با تو گو همیباش
میان جان و تن رسم جدایی ۲
گرفتار تو زآن گشتم که روزی
به تو از خویشتن یابم رهایی ۳
دلم در زلف تو بهر رخ تست
که مطلوب است در شب روشنایی ۴
منم درویش همچون تو توانگر
که سلطان میکند از تو گدایی ۵
مرا دی نرگس مست تو میگفت
منم بیمار تو نالان چرایی؟ ۶
بدو گفتم از آن نالم که هر سال
چو گل روزی دو سه مهمان مایی ۷
نه من یک شاعرم در وصف رویت
که تنها میکنم مدحت سرایی، ۸
طبیعت «عنصری» عقلم «لبیبی»
دلم هست «انوری» دیده «سنایی» ۹
اگر خاری نیفتد در ره نطق
بیاموزم به بلبل گل ستایی ۱۰
من و تو سخت نیک آموختهستیم
ز بلبل مهر و از گل بیوفایی ۱۱
تو را این لطف و حسن ای دلستان هست
چو شعر سیف فرغانی عطایی ۱۲
گشایش از تو خواهد یافت کارم
که هم دلبندی و هم دلگشایی ۱۳
که جانم با تو دارد آشنایی ۱
چو دل پیوست با تو گو همیباش
میان جان و تن رسم جدایی ۲
گرفتار تو زآن گشتم که روزی
به تو از خویشتن یابم رهایی ۳
دلم در زلف تو بهر رخ تست
که مطلوب است در شب روشنایی ۴
منم درویش همچون تو توانگر
که سلطان میکند از تو گدایی ۵
مرا دی نرگس مست تو میگفت
منم بیمار تو نالان چرایی؟ ۶
بدو گفتم از آن نالم که هر سال
چو گل روزی دو سه مهمان مایی ۷
نه من یک شاعرم در وصف رویت
که تنها میکنم مدحت سرایی، ۸
طبیعت «عنصری» عقلم «لبیبی»
دلم هست «انوری» دیده «سنایی» ۹
اگر خاری نیفتد در ره نطق
بیاموزم به بلبل گل ستایی ۱۰
من و تو سخت نیک آموختهستیم
ز بلبل مهر و از گل بیوفایی ۱۱
تو را این لطف و حسن ای دلستان هست
چو شعر سیف فرغانی عطایی ۱۲
گشایش از تو خواهد یافت کارم
که هم دلبندی و هم دلگشایی ۱۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۳
۴۱۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۱۶ - تو قبلهٔ دل و جانی چو روی بنمایی
بعدی:قصاید و قطعات (گزیدهٔ ناقص)
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.