هوش مصنوعی: این متن شعری است که به بیان تجربیات عاشقانه و عرفانی می‌پردازد. شاعر از وفا و جفا در راه عشق، دردها و رنج‌های عاشقی، و همچنین از معنویت و ارتباط با معشوق الهی سخن می‌گوید. او عشق را بالاتر از همه چیز می‌داند و حتی رنج‌های ناشی از آن را به عنوان بخشی از سفر معنوی خود می‌پذیرد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج و جفا نیاز به درک بالاتری از زندگی و عواطف انسانی دارد.

غزل ۴۲ - هر چه کردم به ره عشق وفا بود، وفا

هر چه کردم به ره عشق وفا بود، وفا
وانچه دیدم به مکافات جفا بود ، جفا ۱

شربت من ز کف یار الم بود، الم
قسمت من ز در دوست بلا بود، بلا ۲

سکه عشق زدن محض غلط بود ، غلط
عاشق ترک شدن عین خطا بود، خطا ۳

یار خوبان ستم پیشه گران بود ، گران
کار عشاق جگر خسته دعا بود، دعا ۴

همه شب حاصل احباب فغان بود، فغان
همه جا شاهد احوال خدا بود، خدا ۵

اشک ما نسخهٔ صد رشته گهر بود، گهر
درد ما مایهٔ صد گونه دوا بود، دوا ۶

نفس ما از مدد عشق قوی بود، قوی
سر ما در ره معشوق فدا بود، فدا ۷

دعوی پیر خرابات به حق بود، به حق
عمل شیخ مناجات ریا بود، ریا ۸

هر که جز مهر تو اندوخت هوس بود، هوس
آن که جز عشق تو ورزید هوا بود، هوا ۹

هر ستم کز تو کشیدیم کرم بود،کرم
هر خطا کز تو به ما رفت عطا بود، عطا ۱۰

زخم کاری زفراق تو به جان بود، به جان
جان سپاری به وصال تو به جا بود، بجا ۱۱

در همه عمر فروغی به طلب بود، طلب
در همه حال وجودش به رجا بود، رجا ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
کانال گوهرین در ایتا
۶۵۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۱ - نه دست آن که بگیریم زلف ماهی را
گوهر بعدی:غزل ۴۳ - تا به مستی نرسد بر لب ساقی لب ما
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.