هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی، زیبایی و جذابیت معشوق را با تصاویر شاعرانه و استعاره‌های زیبا توصیف می‌کند. شاعر از عناصر طبیعت مانند خورشید، طوطی، لاله و نرگس برای بیان احساسات خود استفاده کرده و عشق و شیفتگی خود را به معشوق نشان می‌دهد.
رده سنی: 16+ متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده و زبان شاعرانه ممکن است برای سنین پایین مناسب نباشد.

غزل ۵۸ - تا طرف نقاب از رخ رخشان تو برخاست

تا طرف نقاب از رخ رخشان تو برخاست
خورشید فلک از پی فرمان تو برخاست ۱

تا تنگ دهان را به شکر خنده گشودی
طوطی به هوای شکرستان تو برخاست ۲

بر افسر شاهان سرافراز نشیند
هر گرد که از گوشهٔ دامان تو برخاست ۳

داغی است که در سینهٔ صد چاک نهفتند
هر لاله که از خاک شهیدان تو برخاست ۴

در کار فروبسته عشاق فکندند
هر عقدهٔ که از زلف پریشان تو برخاست ۵

صد ولوله در مردم صاحب نظر انداخت
هر فتنه که از نرگس فتان تو برخاست ۶

بر خاک فشاند آب رخ مشک ختن را
هر نافه که از طرهٔ پیچان تو برخاست ۷

در انجمن باده کشانش ننشانند
پیمانه‌کشی کز سر پیمان تو برخاست ۸

تا سرزده خورشید جهان‌تاب ز مشرق
خورشید فروغی ز گریبان تو برخاست ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۴۹۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۷ - هر گه که آن خسرو زرین کمر از جا برخاست
گوهر بعدی:غزل ۵۹ - بنشست و ز رخ پرده برانداخته برخاست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.