هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و غزلگونه است که در آن شاعر از عشق و دلسوختگی خود سخن میگوید. او با استفاده از تصاویر زیبا مانند ماه، سرو، و شمشاد، احساسات خود را بیان میکند و از درد عشق و هجران مینالد. همچنین، اشارههایی به مفاهیمی مانند ستم، هلاک، و خونریزی دارد که بر شدت احساسات شاعر تأکید میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، اشارههای غیرمستقیم به مفاهیمی مانند ستم و خونریزی ممکن است برای سنین پایینتر مناسب نباشد.
غزل ۵۹ - بنشست و ز رخ پرده برانداخته برخاست
بنشست و ز رخ پرده برانداخته برخاست
کار من دل سوخته را ساخته برخاست ۱
ماهی است چو با طلعت افروخته بنشست
سروی است چو با قامت افراخته برخاست ۲
پیداست ز بالیدن بالای بلندش
کز بهر هلاک من دلباخته برخاست ۳
چشمش پی خون ریختن مردم هشیار
مستی است که با تیغ ستم آخته برخاست ۴
افسوس که از انجمن آن ماه سیه چشم
ما را همه نادیده و نشناخته برخاست ۵
آن ترک نوازنده به سرحلقهٔ عشاق
کز خاک درش با تن نگداخته برخاست ۶
تا سایهٔ شمشاد تو افتاد به بستان
بر سرو سهی دود دل فاخته برخاست ۷
خندید به آیینهٔ خورشید فروغی
تا صفحهٔ دل از همه پرداخته برخاست ۸
کار من دل سوخته را ساخته برخاست ۱
ماهی است چو با طلعت افروخته بنشست
سروی است چو با قامت افراخته برخاست ۲
پیداست ز بالیدن بالای بلندش
کز بهر هلاک من دلباخته برخاست ۳
چشمش پی خون ریختن مردم هشیار
مستی است که با تیغ ستم آخته برخاست ۴
افسوس که از انجمن آن ماه سیه چشم
ما را همه نادیده و نشناخته برخاست ۵
آن ترک نوازنده به سرحلقهٔ عشاق
کز خاک درش با تن نگداخته برخاست ۶
تا سایهٔ شمشاد تو افتاد به بستان
بر سرو سهی دود دل فاخته برخاست ۷
خندید به آیینهٔ خورشید فروغی
تا صفحهٔ دل از همه پرداخته برخاست ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۴۴۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۸ - تا طرف نقاب از رخ رخشان تو برخاست
گوهر بعدی:غزل ۶۰ - دی در میان مستی خنجر کشیده برخاست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.