هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ، بیانگر احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوق است. در آن از مفاهیمی مانند عشق، محبت، حسرت، امید و نور سخن میرود. شاعر از دیدن معشوق و تأثیرات آن بر خود و جهان اطرافش میگوید و از درد فراق و شوق دیدار مینالد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات و استعارات نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارند تا به خوبی درک شوند.
غزل ۶۰ - دی در میان مستی خنجر کشیده برخاست
دی در میان مستی خنجر کشیده برخاست
وز ما به جز محبت جرمی ندیده برخاست ۱
چشم سیاه مستش آیا چه دیده باشد
کز کوی تیره بختان میناچشیده برخاست ۲
هم بر هوای بامش مرغ پریده بنشست
هم بر امید دامش صید رمیده برخاست ۳
دوش از رخش نسیمی بگذشت سوی گلشن
گل از فراز گلبن برقع دریده برخاست ۴
هر بیخبر که خندید بر حسرت زلیخا
آخر ز بزم یوسف کف را بریده برخاست ۵
صید دل حریصم از شوق تیر دیگر
از صیدگاه خونین در خون تپیده برخاست ۶
دوشینه ماه نو را دیدم به روی ماهی
کز بهر پای بوسش چرخ خمیده برخاست ۷
هر نیم شب که کردم یادی از آن بناگوش
از مشرق امیدم صبح دمیده برخاست ۸
من بی رخش فروغی آفاق را ندیدم
برخاست تا ز چشمم، نورم ز دیده برخاست ۹
وز ما به جز محبت جرمی ندیده برخاست ۱
چشم سیاه مستش آیا چه دیده باشد
کز کوی تیره بختان میناچشیده برخاست ۲
هم بر هوای بامش مرغ پریده بنشست
هم بر امید دامش صید رمیده برخاست ۳
دوش از رخش نسیمی بگذشت سوی گلشن
گل از فراز گلبن برقع دریده برخاست ۴
هر بیخبر که خندید بر حسرت زلیخا
آخر ز بزم یوسف کف را بریده برخاست ۵
صید دل حریصم از شوق تیر دیگر
از صیدگاه خونین در خون تپیده برخاست ۶
دوشینه ماه نو را دیدم به روی ماهی
کز بهر پای بوسش چرخ خمیده برخاست ۷
هر نیم شب که کردم یادی از آن بناگوش
از مشرق امیدم صبح دمیده برخاست ۸
من بی رخش فروغی آفاق را ندیدم
برخاست تا ز چشمم، نورم ز دیده برخاست ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۵۰۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۹ - بنشست و ز رخ پرده برانداخته برخاست
گوهر بعدی:غزل ۶۱ - به هر غمی که رسد از تو خاطرم شاد است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.