هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی، بیانگر احساسات شاعر نسبت به معشوق و غم‌های زندگی است. شاعر از عشق، رهایی از کدورت، غم زمانه، ستمگری و عدالت سخن می‌گوید. همچنین، در ابیاتی به ستایش شاه ناصردین و قدرت او اشاره شده است.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری دارد. همچنین، برخی از ابیات اشاره به مفاهیم مانند ستمگری و عدالت دارند که برای مخاطبان جوان قابل درک و مناسب است.

غزل ۶۱ - به هر غمی که رسد از تو خاطرم شاد است

به هر غمی که رسد از تو خاطرم شاد است
که بندهٔ تو ز بند کدورت آزاد است ۱

چگونه پیش تو ناید پری به شاگردی
که مو به موی تو در علم غمزه استاد است ۲

ز سیل حادثه غم نیست میگساران را
که آستانه می‌خانه سخت بنیاد است ۳

غم زمانه مرا سخت در میانه گرفت
بیا فدای تو ساقی که وقت امداد است ۴

دلی که هیچ فسونگر نکرد تسخیرش
کنون مسخر افسون آن پری‌زاد است ۵

هوای سور بلندی فتاده بر سر من
که سایه‌اش به سر هیچکس نیفتاده است ۶

مذاق عیش مرا تلخ کرد شیرینی
که تلخ‌کام لبش صدهزار فرهاد است ۷

فغان که داد ز دست ستمگری است مرا
که هرگزش نتوان گفت این چه بیداد است ۸

شهی به خون اسیران عشق فرمان داد
که تیغ بر کف ترکان کج کله داد است ۹

فروغی از ستم مهوشان به درگه عشق
چرا خموش نشینی که جای فریاد است ۱۰

جهان گشای عدوبند شاه ناصردین
که تیغ اوهمه درهای بسته بگشاد است ۱۱

سر ملوک عجم تاجدار کشود جم
که ذات او سبب دستگاه ایجاد است ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
کانال گوهرین در ایتا
۵۰۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۶۰ - دی در میان مستی خنجر کشیده برخاست
گوهر بعدی:غزل ۶۲ - آن که لبش مایهٔ حلاوت قند است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.