هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی، بیانگر دلدادگی و وابستگی شاعر به معشوق است. شاعر از غم‌ها و شادی‌های خود در راه عشق می‌گوید و معشوق را منبع همه زیبایی‌ها و معانی می‌داند. او خود را پیامبر سخن می‌نامد و شعرش را معجزه‌ای می‌داند که از عشق سرچشمه گرفته است.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عرفانی و عاشقانه پیچیده است که درک آن ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند 'قیامت عاشقان' یا 'مجلس‌آرای عالم معنی' نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی دارد.

غزل ۸۴ - کار من تا به زلف یار من است

کار من تا به زلف یار من است
صد هزاران گره به کار من است ۱

هر کجا روز تیره‌ای بینی
دست پرورد روزگار من است ۲

شادمانی به شدمن ارزانی
تا غم دوست دوستدار من است ۳

ناصح تیره‌دل چنان داند
که محبت به اختیار من است ۴

آن که در هیچ جا قرارش نیست
دل بی‌صبر و بی‌قرار من است ۵

پی طفلان نوش لب گیرد
طفل اشکی که در کنار من است ۶

صبح محشر که گفت واعظ شهر
از پس شام انتظار من است ۷

آن قیامت که عاشقان خواهند
قامت سرو گلعذار من است ۸

مجلس‌آرای عالم معنی
صورت نازنین نگار من است ۹

من فروغی پیمبر سخنم
معجزم نظم آب‌دار من است ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۵۰۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۸۳ - همه جا جلوهٔ آن صاحب وجه حسن است
گوهر بعدی:غزل ۸۵ - شب جدایی تو روز واپسین من است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.