هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از درد و رنج عشق سخن میگوید، اما این درد را نیز به عنوان درمان و آسایش توصیف میکند. او از زیبایی معشوق، مستی و موسیقی، و تأثیرات عمیق عشق بر دلها صحبت میکند. شاعر با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند خورشید، ساقی، و زلف معشوق، احساسات خود را بیان میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات مورد استفاده در شعر نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی برای درک کامل دارند.
غزل ۱۰۷ - درد جانان عین درمان است گویی نیست هست
درد جانان عین درمان است گویی نیست هست
رنج عشق آسایش جا است گویی نیست هست ۱
عشق سرگرم عتاب و عشق ما زان در عذاب
صبح محشر شام هجران است گویی نیست هست ۲
مشرق خورشید خوبی مطلع انوار عشق
هر دو زان چاک گریبان است گویی نیست هست ۳
چشم ساقی مست خواب و چنگ مطرب بر رباب
دور دور می پرستان است گویی نیست هست ۴
غمزهٔ پنهان ساقی جلوهٔ پیدای جام
فتنهٔ پیدا و پنهان است گویی نیست هست ۵
صولجانش عنبرین زلف است در میدان من
گوی آن سیمین زنخدان است گویی نیست هست ۶
رفته رفته خطش اقلیم صباحت را گرفت
مور را فر سلیمان است گویی نیست هست ۷
تا صبا شیرازهٔ زلفش ز یکدیگر گسست
دفتر دلها پریشان است گویی نیست هست ۸
دیده تا چشم فروغی جلوهٔ رخسار دوست
منکر خورشید رخشان است گویی نیست هست ۹
رنج عشق آسایش جا است گویی نیست هست ۱
عشق سرگرم عتاب و عشق ما زان در عذاب
صبح محشر شام هجران است گویی نیست هست ۲
مشرق خورشید خوبی مطلع انوار عشق
هر دو زان چاک گریبان است گویی نیست هست ۳
چشم ساقی مست خواب و چنگ مطرب بر رباب
دور دور می پرستان است گویی نیست هست ۴
غمزهٔ پنهان ساقی جلوهٔ پیدای جام
فتنهٔ پیدا و پنهان است گویی نیست هست ۵
صولجانش عنبرین زلف است در میدان من
گوی آن سیمین زنخدان است گویی نیست هست ۶
رفته رفته خطش اقلیم صباحت را گرفت
مور را فر سلیمان است گویی نیست هست ۷
تا صبا شیرازهٔ زلفش ز یکدیگر گسست
دفتر دلها پریشان است گویی نیست هست ۸
دیده تا چشم فروغی جلوهٔ رخسار دوست
منکر خورشید رخشان است گویی نیست هست ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۵۰۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۰۶ - ای خوشا وقتی که بگشایم نظر در روی دوست
گوهر بعدی:غزل ۱۰۸ - کفر زلفش رهزن دین است گویی نیست هست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.