هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ، به موضوعاتی مانند عشق، ناامیدی، تقدیر و ناپایداری دنیا می‌پردازد. شاعر از عشق و رنج‌های آن سخن می‌گوید و اشاره می‌کند که هیچکس از شرّ غمزه‌های کشنده‌ی معشوق در امان نیست. همچنین، به ناپایداری شرایط زندگی و ناشناخته بودن حال رندان توسط زاهد اشاره دارد.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه‌ی این شعر ممکن است برای مخاطبان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات فلسفی و انتقادی آن نیاز به درک بالاتری از زندگی و تجربه دارد.

غزل ۱۱۶ - مزرع امید را یک دانه به زان خال نیست

مزرع امید را یک دانه به زان خال نیست
دل ز خالش برگرفتن خالی از اشکال نیست ۱

ای که می‌گویی به دنبال سرش دیگر مرو
کاکل پیچان او پنداری از دنبال نیست ۲

در صف عشاق گو لاف نظربازی مزن
آن که دامانش ز خون دیده مالامال نیست ۳

من نه تنها کشته خواهم گشت در میدان عشق
هیچکس را ایمنی زان غمزهٔ قتال نیست ۴

مدعی گو این قدر بر حال ناکامان مخند
زان که دوران فلک دایم به یک احوال نیست ۵

الحق از بدحالی زاهد توان معلوم کرد
کش خبر از حالت رندان صاحب حال نیست ۶

جان من تعجیل در رفتن خدا را تا به چند
بر هلاک بی‌دلان حاجت به استعجال نیست ۷

از بلندی زلف در پای تو آخر سر نهاد
چون سر زلف بلندت کس بلند اقبال نیست ۸

شرط یک‌رنگی نباشد شکوه زان زلف دو تا
ورنه چندان هم فروغی را زبان لال نیست ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۴۶۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۱۵ - تو و آن حسن دل آویز که تغییرش نیست
گوهر بعدی:غزل ۱۱۷ - کس نیست کاو به لعل تو خونش سبیل نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.