هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که به بیان احساسات عمیق و دردهای عشق میپردازد. شاعر از نگاه معشوق، اسارت در عشق، و ناتوانی در بیان غمها سخن میگوید. همچنین، اشارههایی به مفاهیمی مانند بیداری معنوی، گوهر مقصود، و پیر مغان دارد که نشاندهندهی بعد عرفانی شعر است.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات فلسفی و ادبی موجود در شعر نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غزل ۱۲۲ - ایمن از تیر نگاه تو دل زاری نیست
ایمن از تیر نگاه تو دل زاری نیست
مردم آزارتر از چشم تو بیماری نیست ۱
باز در فکر اسیران کهن افتادی
به کمند تو مگر تازه گرفتاری نیست ۲
کی تواند که به سر تاج سلیمانی زد
هر که از لعل تواش خاتم زنهاری نیست ۳
هر گز آن دولت بیدار نصیبش نشود
هر که را وقت سحر دیدهٔ بیداری نیست ۴
دامن گوهر مقصود به دستش نفتد
هرکه را در دل شب چشم گهرباری نیست ۵
قدمی بیش نماندهست میان من و دوست
لیکن از ضعف مراقوت رفتاری نیست ۶
ای که گفتی غم دل در بر دلدار بگو
خود چه گویم که مرا قدرت گفتاری نیست ۷
کاشکی بار غمش بر کمر کوه نهند
تا بدانند که سنگینتر از این باری نیست ۸
گاهی از حضرت معشوق نگاهی بکند
خوش تر از مشغلهٔ عشق دگر کاری نیست ۹
یار از پرده هویدا شد و یاران غافل
یوسفی هست دریغا که خریداری نیست ۱۰
اثری در نفس پیر مغان است ار نه
سبحهٔ شیخ کم از حلقه زناری نیست ۱۱
از لب ساقی سر مست فروغی ما را
نشهای هست که در خانه خماری نیست ۱۲
مردم آزارتر از چشم تو بیماری نیست ۱
باز در فکر اسیران کهن افتادی
به کمند تو مگر تازه گرفتاری نیست ۲
کی تواند که به سر تاج سلیمانی زد
هر که از لعل تواش خاتم زنهاری نیست ۳
هر گز آن دولت بیدار نصیبش نشود
هر که را وقت سحر دیدهٔ بیداری نیست ۴
دامن گوهر مقصود به دستش نفتد
هرکه را در دل شب چشم گهرباری نیست ۵
قدمی بیش نماندهست میان من و دوست
لیکن از ضعف مراقوت رفتاری نیست ۶
ای که گفتی غم دل در بر دلدار بگو
خود چه گویم که مرا قدرت گفتاری نیست ۷
کاشکی بار غمش بر کمر کوه نهند
تا بدانند که سنگینتر از این باری نیست ۸
گاهی از حضرت معشوق نگاهی بکند
خوش تر از مشغلهٔ عشق دگر کاری نیست ۹
یار از پرده هویدا شد و یاران غافل
یوسفی هست دریغا که خریداری نیست ۱۰
اثری در نفس پیر مغان است ار نه
سبحهٔ شیخ کم از حلقه زناری نیست ۱۱
از لب ساقی سر مست فروغی ما را
نشهای هست که در خانه خماری نیست ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
۵۲۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۲۱ - من کیم، پروانهٔ شمعی که در کاشانه نیست
گوهر بعدی:غزل ۱۲۳ - وصل تو نصیب دل صاحب نظری نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.