هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از عشق، مستی، و رنجهای عاشقانه سخن میگوید. شاعر از زیبایی معشوق، دلباختگی، و فراق مینالد و به زندگی در کنار مغان و مستی اشاره میکند. همچنین، از گذر زمان و ناتوانی در رسیدن به آرزوها گله میکند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشارههای غیرمستقیم به مستی و زندگی در کنار مغان نیازمند سطحی از بلوغ فکری است.
غزل ۱۳۴ - هر جا سخنی از آن دهان رفت
هر جا سخنی از آن دهان رفت
کیفیت باده از میان رفت ۱
خوش آن که به دور چشم ساقی
سر مست و خراب از این جهان رفت ۲
بی مغبچگان نمیتوان زیست
وز دیر مغان نمیتوان رفت ۳
با جلوهٔ آن مه جهان تاب
آرایش ماه آسمان رفت ۴
بر دست نیامد آستینش
اما سر ما بر آستان رفت ۵
تا ابرویش از کمین برآمد
بس دل که ز دست از آن کمان رفت ۶
من مینو و حور خود نخواهم
تن را چه کنم کنون که جان رفت ۷
از دست تو ای جوان زیبا
هم پیر ز دست و هم جوان رفت ۸
من با تو به هر زمین نشستم
تا دیده به هم زدم زمان رفت ۹
از کوی تو عاقبت فروغی
روزی دو برای امتحان رفت ۱۰
کیفیت باده از میان رفت ۱
خوش آن که به دور چشم ساقی
سر مست و خراب از این جهان رفت ۲
بی مغبچگان نمیتوان زیست
وز دیر مغان نمیتوان رفت ۳
با جلوهٔ آن مه جهان تاب
آرایش ماه آسمان رفت ۴
بر دست نیامد آستینش
اما سر ما بر آستان رفت ۵
تا ابرویش از کمین برآمد
بس دل که ز دست از آن کمان رفت ۶
من مینو و حور خود نخواهم
تن را چه کنم کنون که جان رفت ۷
از دست تو ای جوان زیبا
هم پیر ز دست و هم جوان رفت ۸
من با تو به هر زمین نشستم
تا دیده به هم زدم زمان رفت ۹
از کوی تو عاقبت فروغی
روزی دو برای امتحان رفت ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۴۹۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۳۳ - کی دل از حلقهٔ آن زلف دو تا خواهد رفت
گوهر بعدی:غزل ۱۳۵ - روز مردن سویم از رحمت نگاهی کرد و رفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.