هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از زبان عاشقی است که از فراق و بینوایی رنج میبرد و به ستایش معشوق و التماس برای رحمت او میپردازد. شاعر از تشنگی روح خود میگوید و از معشوق میخواهد که رحمتی بر او بکند. همچنین، او از عشق و محبت سخن میگوید و از رازهای نهان خود پرده برمیدارد. در نهایت، شاعر اعلام میکند که حاضر است جان خود را فدای معشوق کند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در این شعر وجود دارد که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و استعارههای بهکاررفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی برای درک کامل دارند.
غزل ۱۴۰ - ای آب زندگانی یک نکته از دهانت
ای آب زندگانی یک نکته از دهانت
تا چند رحمتی نیست بر حال تشنگانت ۱
دردا که بر لب آید جانم ز تشنه کامی
وآب حیات دارد لعل گهرفشانت ۲
با من مکن مدارا اکنون که در محبت
شد رازم آشکارا از غفرهٔ نهانت ۳
ای بوستان خوبی خارم ز بینوایی
بگذار تا بچینم برگی ز بوستانت ۴
هرگز کسی نیاید غیر از تو در خیالم
تا کیست در خیالت یا چیست در کمانت ۵
بخت ار مدد نماید ای ترک سخت بازو
هم میخورم خدنگت، هم میکشم کمانت ۶
مفتون تست خلقی الحق که میتوان گفت
هم آفت زمینت هم فتنهٔ دهانت ۷
تا کی حدیث واعظ از هول رستخیز است
برخیز تا ببیند بالای دل ستانت ۸
چشم از دو کون پوشم گر اوفتد به دستم
یا طرف آستینت یا خاک آستانت ۹
گر پرده بر گشایی از این طرب فروغی
اول نظر نماید جان را فدای جانت ۱۰
تا چند رحمتی نیست بر حال تشنگانت ۱
دردا که بر لب آید جانم ز تشنه کامی
وآب حیات دارد لعل گهرفشانت ۲
با من مکن مدارا اکنون که در محبت
شد رازم آشکارا از غفرهٔ نهانت ۳
ای بوستان خوبی خارم ز بینوایی
بگذار تا بچینم برگی ز بوستانت ۴
هرگز کسی نیاید غیر از تو در خیالم
تا کیست در خیالت یا چیست در کمانت ۵
بخت ار مدد نماید ای ترک سخت بازو
هم میخورم خدنگت، هم میکشم کمانت ۶
مفتون تست خلقی الحق که میتوان گفت
هم آفت زمینت هم فتنهٔ دهانت ۷
تا کی حدیث واعظ از هول رستخیز است
برخیز تا ببیند بالای دل ستانت ۸
چشم از دو کون پوشم گر اوفتد به دستم
یا طرف آستینت یا خاک آستانت ۹
گر پرده بر گشایی از این طرب فروغی
اول نظر نماید جان را فدای جانت ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۴۶۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۳۹ - ای فتنهٔ هر دوری از قامت فتانت
گوهر بعدی:غزل ۱۴۱ - عهد همه بشکستم در بستن پیمانت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.