هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که به زیبایی‌های معشوق و احساسات شاعر نسبت به او می‌پردازد. شاعر از عشق و دلدادگی سخن می‌گوید و بیان می‌کند که هیچ چیزی قابل مقایسه با این احساس و معشوق نیست. همچنین، از مفاهیمی مانند مهر خدا، عشاق، و مسائل معنوی نیز استفاده شده است.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای سنین پایین‌تر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیه‌های پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.

غزل ۱۵۳ - لعل تو به سر چشمهٔ زمزم نتوان داد

لعل تو به سر چشمهٔ زمزم نتوان داد
این مهر خدا داده به خاتم نتوان داد ۱

عشاق تو را زجر پیاپی نتوان کرد
مستان تو را جام دمادم نتوان داد ۲

بر چشم تو نتوان نظر از عین هوس کرد
آهوی حرم را به خطا رم نتوان داد ۳

هر کس خم ابروی تو را دید به دل گفت
در هیچ کمانی به از این خم نتوان داد ۴

نقد دل و دین بر سر سودای تو دادیم
جنسی است محبت که جوی کم نتوان داد ۵

ماییم و جهانی که به خاطر نتوان گفت
ماییم و پیامی که به محرم نتوان داد ۶

سری که میان من و میگون لب ساقی است
کیفیت آن را به دو عالم نتوان داد ۷

جانان مرا بار خدا داده ز رحمت
جسمی که به صد جان مکرم نتوان داد ۸

آن معجزه کز لعل تو دیده‌ست فروغی
هرگز به دم عیسی مریم نتوان داد ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۵۰۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۵۲ - دل به ابروی تو ای تازه جوان باید داد
گوهر بعدی:غزل ۱۵۴ - روزی که خدا کام دل تنگ دلان داد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.