هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق، نیاز، عتاب یار، و ارتباط با خدا سخن می‌گوید. او از درد عشق و درمان آن توسط طبیب عشق (مسیحا) صحبت می‌کند و به خواننده توصیه می‌کند که با خداوند ارتباط برقرار کند و دل خوش داشته باشد. همچنین، شاعر از بخت خفته و نیاز به بیداری آن سخن می‌گوید و در پایان، از حافظ و ارتباط او با یار یاد می‌کند.
رده سنی: 16+ این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم پیچیده‌ی ادبی و عرفانی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

غزل ۱۸۷ - دلا بسوز که سوز تو کارها بکند

دلا بسوز که سوز تو کارها بکند
نیاز نیم شبی دفع صد بلا بکند ۱

عتاب یار پری چهره عاشقانه بکش
که یک کرشمه تلافی صد جفا بکند ۲

ز ملک تا ملکوتش حجاب بردارند
هر آن که خدمت جام جهان نما بکند ۳

طبیب عشق مسیحادم است و مشفق لیک
چو درد در تو نبیند که را دوا بکند ۴

تو با خدای خود انداز کار و دل خوش دار
که رحم اگر نکند مدعی خدا بکند ۵

ز بخت خفته ملولم بود که بیداری
به وقت فاتحه صبح یک دعا بکند ۶

بسوخت حافظ و بویی به زلف یار نبرد
مگر دلالت این دولتش صبا بکند ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۶۹۲
این گوهر را بشنوید

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۸۶ - گر می فروش حاجت رندان روا کند
گوهر بعدی:غزل ۱۸۸ - مرا به رندی و عشق آن فضول عیب کند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.