هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر به توصیف معشوق و جذابیتهای او میپردازد. او از نگاه معشوق، زیباییهای چهره و موی او، و تأثیرات عشق بر دل عاشق سخن میگوید. شاعر همچنین به مقایسهای بین عشق زمینی و عرفانی اشاره میکند و در نهایت، اظهار میکند که هیچ زیباییای در جهان به پای معشوق او نمیرسد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات بهکاررفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
غزل ۲۰۰ - خوش آن که نگاهش به سراپای تو باشد
خوش آن که نگاهش به سراپای تو باشد
آیینه صفت محو تماشای تو باشد ۱
صاحب نظر آن است که در صورت معنی
چشم از همه بربندد و بینای تو باشد ۲
آن سحر که چشم همه را بسته به یک بار
سحری است که در نرگس شهلای تو باشد ۳
آن نافه که بویش همه را خون به جگر کرد
در چین سر زلف چلیپای تو باشد ۴
چون طرهٔ بیتاب تو آرام نگیرد
هر دل که سراسیمهٔ سیمای تو باشد ۵
در مستی آن باده خماری ندهد دست
کز چشمهٔ لعل طرب افزای تو باشد ۶
صد صوفی صافی به یکی جرعه کند مست
هر باده که در جام ز مینای تو باشد ۷
خاک قدمش تاج سر تاجوران است
مردی که سرش خاک کف پای تو باشد ۸
تو خود چه متاعی که به بازار محبت
هر لحظه سری را در سر سودای تو باشد ۹
من روی ندیدم به همه کشور خوبی
کاو خوبتر از طلعت زیبای تو باشد ۱۰
من بر سر آنم که گرفتار نباشم
الا به بلایی که ز بالای تو باشد ۱۱
پیدا بود از حال پریشان فروغی
کاشفتهٔ گیسوی سمنسای تو باشد ۱۲
آیینه صفت محو تماشای تو باشد ۱
صاحب نظر آن است که در صورت معنی
چشم از همه بربندد و بینای تو باشد ۲
آن سحر که چشم همه را بسته به یک بار
سحری است که در نرگس شهلای تو باشد ۳
آن نافه که بویش همه را خون به جگر کرد
در چین سر زلف چلیپای تو باشد ۴
چون طرهٔ بیتاب تو آرام نگیرد
هر دل که سراسیمهٔ سیمای تو باشد ۵
در مستی آن باده خماری ندهد دست
کز چشمهٔ لعل طرب افزای تو باشد ۶
صد صوفی صافی به یکی جرعه کند مست
هر باده که در جام ز مینای تو باشد ۷
خاک قدمش تاج سر تاجوران است
مردی که سرش خاک کف پای تو باشد ۸
تو خود چه متاعی که به بازار محبت
هر لحظه سری را در سر سودای تو باشد ۹
من روی ندیدم به همه کشور خوبی
کاو خوبتر از طلعت زیبای تو باشد ۱۰
من بر سر آنم که گرفتار نباشم
الا به بلایی که ز بالای تو باشد ۱۱
پیدا بود از حال پریشان فروغی
کاشفتهٔ گیسوی سمنسای تو باشد ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
۶۲۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۹۹ - هر دلی کز عشق ماهی اندرو راهی نباشد
گوهر بعدی:غزل ۲۰۱ - نفس نامسلمانم از گنه پشیمان شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.