هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ، به موضوعاتی مانند عشق، رنجهای عاشقانه، انتقاد از زهد ریایی، و لذتهای معنوی میپردازد. شاعر از درد عشق، رشک دیگران، و حسرتهای زندگی سخن میگوید و در مقابل، از مستی و شادیهای اهل ذوق دفاع میکند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه، همراه با اشارات به مستی و انتقادات اجتماعی، برای درک و تجربه نیاز به بلوغ فکری دارد. این محتوا برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است.
غزل ۲۳۲ - آنان که در محبت او سنگ میخورند
آنان که در محبت او سنگ میخورند
خون را به جای بادهٔ گلرنگ میخورند ۱
من تنگدل ز رشک گروهی که در خیال
تنگ شکر از آن دهن تنگ میخورند ۲
قومی که خشت میکده بالین نمودهاند
باور مکن که حسرت اورنگ میخورند ۳
زاهد شبی به حلقهٔ مستان گذار کن
تا بنگری که می به چه آهنگ میخورند ۴
گل های سرفکندهٔ این باغ روز و شب
اندوه و آن دو سنبل شب رنگ میخورند ۵
من خون دل به ناله خورم زان که اهل ذوق
می را به نغمههای خوش چنگ میخورند ۶
نامم به ننگ در همه شهر شهره شد
کم نام آن کسان که غم ننگ میخورند ۷
من خوردهام ز ناوک مژگان کودکی
زخمی که پر دلان به صف جنگ میخورند ۸
مردم به دور نرگس مستش فروغیا
در عین حیرتم که چرا بنگ میخورند ۹
خون را به جای بادهٔ گلرنگ میخورند ۱
من تنگدل ز رشک گروهی که در خیال
تنگ شکر از آن دهن تنگ میخورند ۲
قومی که خشت میکده بالین نمودهاند
باور مکن که حسرت اورنگ میخورند ۳
زاهد شبی به حلقهٔ مستان گذار کن
تا بنگری که می به چه آهنگ میخورند ۴
گل های سرفکندهٔ این باغ روز و شب
اندوه و آن دو سنبل شب رنگ میخورند ۵
من خون دل به ناله خورم زان که اهل ذوق
می را به نغمههای خوش چنگ میخورند ۶
نامم به ننگ در همه شهر شهره شد
کم نام آن کسان که غم ننگ میخورند ۷
من خوردهام ز ناوک مژگان کودکی
زخمی که پر دلان به صف جنگ میخورند ۸
مردم به دور نرگس مستش فروغیا
در عین حیرتم که چرا بنگ میخورند ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۵۰۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۳۱ - چون بتان دستی به ناز زلف پر چین میبرند
گوهر بعدی:غزل ۲۳۳ - تشنگان ستمت زندگی از سر گیرند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.