هوش مصنوعی:
این شعر از حافظ، بیانگر درد و رنج عاشقانه و ناامیدی از عشق است. شاعر از بیوفایی معشوق و سنگدلی او شکایت میکند و اشاره میکند که دلبستگان به معشوق، هرگز به آرامش نمیرسند. همچنین، او از فتنههای روزگار و ناامنیهای عشق میگوید و در نهایت، پردهبرداری از رازهای پنهان را یادآور میشود.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و ناامیدی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار بوده و ممکن است مناسب نباشد. همچنین، برخی از اشارات عرفانی و اجتماعی موجود در شعر نیاز به درک بالاتری از ادبیات و زندگی دارد.
غزل ۲۴۳ - جمعی که مرهم جگر خستهٔ منند
جمعی که مرهم جگر خستهٔ منند
از جعد عنبرین همه عنبر به دامنند ۱
از تیر غمزه رخنه به جانم فکندهاند
خیلی که از دو زلف خداوند جوشنند ۲
من دشمنم به خیل نکویان که این گروه
با دشمنان موافق و با دوست دشمنند ۳
تعیین دل مکن بر خوبان سنگ دل
زیرا که در شکستن دلها معینند ۴
گر بشکنند شیشهٔ دل را غریب نیست
سیمین بران که سختتر از کوه آهنند ۵
آنان که برده ساقی سرمست هوششان
از دستبرد فتنهٔ ایام ایمنند ۶
بی پرده گشت راز من ای ماه خرگهی
شد وقت آن که پرده ز رویت برافکنند ۷
دل بستگان زلف تو آسوده از نجات
افتادگان دام تو فارغ ز گلشنند ۸
با آن که هیچ ناله به گوشت نمیرسد
شهری ز دست عشق تو سرگرم شیونند ۹
خلقی کنند منع فروغی به راه عشق
کاسوده دل ز غمزهٔ آن چشم رهزنند ۱۰
از جعد عنبرین همه عنبر به دامنند ۱
از تیر غمزه رخنه به جانم فکندهاند
خیلی که از دو زلف خداوند جوشنند ۲
من دشمنم به خیل نکویان که این گروه
با دشمنان موافق و با دوست دشمنند ۳
تعیین دل مکن بر خوبان سنگ دل
زیرا که در شکستن دلها معینند ۴
گر بشکنند شیشهٔ دل را غریب نیست
سیمین بران که سختتر از کوه آهنند ۵
آنان که برده ساقی سرمست هوششان
از دستبرد فتنهٔ ایام ایمنند ۶
بی پرده گشت راز من ای ماه خرگهی
شد وقت آن که پرده ز رویت برافکنند ۷
دل بستگان زلف تو آسوده از نجات
افتادگان دام تو فارغ ز گلشنند ۸
با آن که هیچ ناله به گوشت نمیرسد
شهری ز دست عشق تو سرگرم شیونند ۹
خلقی کنند منع فروغی به راه عشق
کاسوده دل ز غمزهٔ آن چشم رهزنند ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۴۷۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۴۲ - بتان به مملکت حسن پادشاهانند
گوهر بعدی:غزل ۲۴۴ - ای خنده تو راهزن کاروان قند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.