هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه از دیوانهای سخن میگوید که دلش در بند عشق است و از درد فراق و ناکامیهای عشقی رنج میبرد. شاعر از عشق سوزان، بخت تاریک و ناتوانی در بیان احساساتش میگوید و به تقدیر و قضا و قدر اشاره میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانهی عمیق و احساسی است که ممکن است برای نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند تقدیر و رنج عشق نیاز به بلوغ فکری دارد.
غزل ۲۵۱ - دل دیوانهٔ من قابل زنجیر نبود
دل دیوانهٔ من قابل زنجیر نبود
ورنه کوتاهی از آن زلف گره گیر نبود ۱
دوش با طرهاش از تیرگی بخت مرا
گلهای بود ولی قدرت تقریر نبود ۲
عشق میگفتم و میسوختم از آتش عشق
که در این مسالهام فرصت تفسیر نبود ۳
کی جهان سوختی از عشق جهان سوز اگر
در جهان جلوهٔ آن حسن جهان گیر نبود ۴
بس که سرگرم به نظارهٔ قاتل بودم
هیچ آگاهیم از ضربت شمشیر نبود ۵
یارب این صید فکن کیست که نخجیرش را
خون دل میشد و دل با خبر از تیر نبود ۶
نازم آن شست کمانکش که به جز پیکانش
خواهشی در دل خون گشتهٔ نخجیر نبود ۷
با غمش گر نکنم صبر، فروغی چه کنم
که جز این قسمتم از عالم تقدیر نبود ۸
ورنه کوتاهی از آن زلف گره گیر نبود ۱
دوش با طرهاش از تیرگی بخت مرا
گلهای بود ولی قدرت تقریر نبود ۲
عشق میگفتم و میسوختم از آتش عشق
که در این مسالهام فرصت تفسیر نبود ۳
کی جهان سوختی از عشق جهان سوز اگر
در جهان جلوهٔ آن حسن جهان گیر نبود ۴
بس که سرگرم به نظارهٔ قاتل بودم
هیچ آگاهیم از ضربت شمشیر نبود ۵
یارب این صید فکن کیست که نخجیرش را
خون دل میشد و دل با خبر از تیر نبود ۶
نازم آن شست کمانکش که به جز پیکانش
خواهشی در دل خون گشتهٔ نخجیر نبود ۷
با غمش گر نکنم صبر، فروغی چه کنم
که جز این قسمتم از عالم تقدیر نبود ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۴۴۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۵۰ - هر که را کار بدان چشم دل آزار بود
گوهر بعدی:غزل ۲۵۲ - شب که در حلقهٔ ما زلف دل آرام نبود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.