هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. او از شبهایی که در میخانه گذرانده و از تلخکامیهای عاشقانه یاد میکند. همچنین، به زیبایی معشوق و پیچیدگیهای عشق اشاره دارد و عشق را فراتر از هر مذهب میداند.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به میخانه و مفاهیم پیچیدهتر عشق نیاز به درک و تجربه بیشتری دارد.
غزل ۲۵۸ - به کویش دوش یا رب یا ربی بود
به کویش دوش یا رب یا ربی بود
که را یارب ندانم مطلبی بود ۱
شب و روزی که در میخانه بودیم
ز حق مگذر که خوش روز و شبی بود ۲
کسی داند حدیث تلخ کامی
که جانش بر لب از شیرین لبی بود ۳
نبودم تیرهروز از عشق آن ماه
به چرخم گر فروزان کوکبی بود ۴
بهای اشک سیمینم ندانست
نمیدانم چه سیمین غبغبی بود ۵
رخ زیبای او در چنبر زلف
تو پنداری قمر در عقربی بود ۶
از آن رو کافر عشقم فروغی
که عشق اولی تر از هر مذهبی بود ۷
که را یارب ندانم مطلبی بود ۱
شب و روزی که در میخانه بودیم
ز حق مگذر که خوش روز و شبی بود ۲
کسی داند حدیث تلخ کامی
که جانش بر لب از شیرین لبی بود ۳
نبودم تیرهروز از عشق آن ماه
به چرخم گر فروزان کوکبی بود ۴
بهای اشک سیمینم ندانست
نمیدانم چه سیمین غبغبی بود ۵
رخ زیبای او در چنبر زلف
تو پنداری قمر در عقربی بود ۶
از آن رو کافر عشقم فروغی
که عشق اولی تر از هر مذهبی بود ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۶۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۵۷ - همه شب راه دلم بر خم گیسوی تو بود
گوهر بعدی:غزل ۲۵۹ - تا به رخ چین سر زلف تو لرزان نشود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.