هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و اخلاقی از فروغی بیانگر عشق عمیق و وفاداری شاعر به معشوق است، همراه با هشدارهایی درباره عواقب غرور و بی‌توجهی. شاعر از درد فراق و بی‌کسی در عشق می‌گوید و در عین حال، به امید و پایداری اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مضامین عاشقانه عمیق و مفاهیم اخلاقی و عرفانی است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه‌ی بیشتری نیاز دارد. همچنین، برخی از ابیات ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد.

غزل ۳۰۱ - کمتر فکن به چاه زنخدان نگاه خویش

کمتر فکن به چاه زنخدان نگاه خویش
ترسم خدای ناکرده درافتی به چاه خویش ۱

گر در محبت تو بریزند خون من
خود روز رستخیز شوم عذرخواه خویش ۲

امروز اگر به جرم وفا می‌کشی مرا
فردای حشر معترفم بر گناه خویش ۳

اکنون که خاک راه تو شد جان پاک من
زنهار پا مکش ز سر خاک راه خویش ۴

برگشته‌ام ز کوی تو تا یک جهان امید
نومید کس مباد ز امیدگاه خویش ۵

روزی اگر در آینه افتد نگاه تو
مفتون شوی ز فتنهٔ چشم سیاه خویش ۶

از خاک غیر نرگس بیمار بر نخاست
تا چشم ما گریست به حال تباه خویش ۷

درمانده‌ام به عالم عشقش ز بی کسی
آه ار نگیردم غم او در تباه خویش ۸

نازد به خیل غمزه بت نازنین من
چون خسروی که ناز کند بر سپاه خویش ۹

با جور او بساز فروغی که اهل دل
جایی نمی‌برند شکایت ز شاه خویش ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۵۲۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۰۰ - در راه عشق من نگذشتم ز کام خویش
گوهر بعدی:غزل ۳۰۲ - رنج بیهوده مکش، گه به حرم گاه به دیر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.