هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی و اخلاقی است که بر اهمیت جستجوی حقیقت در درون خود، پذیرش سختیها با صبر و استقامت، و قدرت عشق و ایمان تأکید دارد. شاعر از رنج بیهوده پرهیز میدهد و تشویق میکند که گنج مقصود را در دل ویرانههای خود جستجو کنیم. همچنین، به نقش عشق در زندگی و ناتوانی خرد در برابر کمند عشق اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار خواهد بود. همچنین، برخی از اشارات مانند «تیر بلا» و «خون جگر» ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب باشد.
غزل ۳۰۲ - رنج بیهوده مکش، گه به حرم گاه به دیر
رنج بیهوده مکش، گه به حرم گاه به دیر
گنج مقصود بجو از دل ویرانهٔ خویش ۱
از بلا مرد خدا هیچ ندارد پروا
وز هوا شیر علم هیچ ندارد تشویش ۲
همه شاهان سپر افکندهٔ تیر فلکند
مرد میدان قضا نیست کسی جز درویش ۳
دل یک قوم به خون خفتهٔ آن چشم سیاه
حال یک جمع پراکندهٔ آن زلف پریش ۴
چه کنم گر نخورم تیر بلا از چپ و راست
که سر راه مرا عشق گرفت از پس و پیش ۵
قوت من خون جگر بود ز یاقوت لبش
هیچ کس در طلب نوش نخورد این همه نیش ۶
من و ترک خط آن ترک ختایی، هیهات
که میسر نشود توبهٔ صوفی ز حشیش ۷
عشق نزدیک سر زلف توام راه نداد
تا نجستم ز کمند خرد دوراندیش ۸
باوجود تو دگر هیچ نباید ما را
که هم آسایش رنجوری و هم مرهم ریش ۹
مهر آن مهر فروغی نپذیرد نقصان
نور خورشید فروزنده نگردد کم و بیش ۱۰
گنج مقصود بجو از دل ویرانهٔ خویش ۱
از بلا مرد خدا هیچ ندارد پروا
وز هوا شیر علم هیچ ندارد تشویش ۲
همه شاهان سپر افکندهٔ تیر فلکند
مرد میدان قضا نیست کسی جز درویش ۳
دل یک قوم به خون خفتهٔ آن چشم سیاه
حال یک جمع پراکندهٔ آن زلف پریش ۴
چه کنم گر نخورم تیر بلا از چپ و راست
که سر راه مرا عشق گرفت از پس و پیش ۵
قوت من خون جگر بود ز یاقوت لبش
هیچ کس در طلب نوش نخورد این همه نیش ۶
من و ترک خط آن ترک ختایی، هیهات
که میسر نشود توبهٔ صوفی ز حشیش ۷
عشق نزدیک سر زلف توام راه نداد
تا نجستم ز کمند خرد دوراندیش ۸
باوجود تو دگر هیچ نباید ما را
که هم آسایش رنجوری و هم مرهم ریش ۹
مهر آن مهر فروغی نپذیرد نقصان
نور خورشید فروزنده نگردد کم و بیش ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۶۴۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۰۱ - کمتر فکن به چاه زنخدان نگاه خویش
گوهر بعدی:غزل ۳۰۳ - چندین هزار صید فتد از قفای تو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.