هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از عشق و وفاداری خود به معشوق می‌گوید و بیان می‌کند که با وجود همه سختی‌ها و جفاها، همچنان به او امیدوار است. او از می‌نوشی به عنوان راهی برای رهایی از غم یاد می‌کند و در نهایت به ستایش شاه ناصرالدین‌شاه می‌پردازد.
رده سنی: 18+ اشاره به مصرف شراب و مفاهیم عرفانی پیچیده که ممکن است برای مخاطبان جوان قابل درک نباشد.

غزل ۳۲۰ - از آن به خدمت میخوارگان کمر بستم

از آن به خدمت میخوارگان کمر بستم
که با وجود می از قید هر غمی جستم ۱

اگر به یاد سلیمان همیشه دستی داشت
من از لب تو سلیمان باده بر دستم ۲

گهی ز نرگس مستانهٔ تو مخمورم
گهی ز گردش پیمانهٔ تو سرمستم ۳

سگ سرای توام گر عزیز و گر خوارم
پی هوای توام گر بلند و گر پستم ۴

خیال گشتم و در خاطر تو نگذشتم
غبار گشتم و بر دامن تو ننشستم ۵

همین بس است خیال درست عهدی من
که از جفای تو پیمان بسته بشکستم ۶

طناب عمر مرا دست روزگار گسیخت
هنوز رشتهٔ امید از تو نگسستم ۷

ز تیغ حادثه آن روز ایمنم کردند
که با دو ابروی پیوستهٔ تو پیوستم ۸

بدین طمع که یکی بر نشانه بنشیند
هزار ناوک پران رها شد از شستم ۹

فروغی ار دم وارستگی زنم شاید
که من به همت شاه از غم جهان رستم ۱۰

ستوده خسرو بخشنده ناصرالدین شاه
که مستحق عطایش به راستی هستم ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۵۸۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۱۹ - وقت مردن هم نیامد بر سر بالین طبیبم
گوهر بعدی:غزل ۳۲۱ - ز تجلی جمالش از دو کون بستم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.